آخرین خبرها
خانه / موضوعات / فرهنگ / وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جایگاه ویژه آن در تداوم نظام شریعت اسلامی و پان فارسیستی در ایران (بخش دوم)- ماناس چاملی

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جایگاه ویژه آن در تداوم نظام شریعت اسلامی و پان فارسیستی در ایران (بخش دوم)- ماناس چاملی

(با تاکید بر شرح وظایف قانونی و مصوبات وزارتی و نهادهای زیرمجموعه)

بخش دوم

مؤلف: ماناس چاملی

 

در بخش یکم سلسله مقالات حاضر پس از اشاره‌ای هر چند خلاصه و کوتاه به تاریخچه سیر و تکوین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان اصلی‌ترین ارگان دست اندرکار امور فرهنگی و هنری در ایرانو همچنین برشمردن نهادها، دستگاه‌ها و مجموعه‌های وابسته و زیرمجموعه این وزارت، وارد بحث اصلی و محتوایی-مفهومی مقال حاضر گشته، به بررسی ماده به ماده راهبردهای محتوایی چهارده‌گانه وزارت مذبور پرداختیم. در طی این بخش پس از بررسی خلاصه‌ای از اهداف هفت‌گانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین وظایف اساسی وزارت فرهنگ که در سی ماده درج گشته، درصدد درک مفاهیم اساسی آشکار و پنهان در بطن این مواد خواهیم بود. لازم به ذکر است که اهداف هفت‌گانه و همچنین وظایف سی ماده‌ای که ذیلا بدان خواهیم پرداخت طبعاً نه از لحاظ مفهومی و اساساً نه از لحاظ شکلی هیچ تفاوتی با مواد چهارده‌گانه راهبرد محتوایی این وزارت ندارد و همانگونه که مشاهده خواهد گشت تقریبا تکرار مکررات می‌باشد. آنچه که بسیار حائز اهمیت می‌باشد تاکید و تکرار بر روی این مفاهیم می‌باشد که به هیچ شکلی عدول از آنان متصور نمی‌باشد. در بخش‌هایی که از پس این سرفصل خواهد آمد با تکیه بر اجرائات و مصوبات وزارتی و همچنین نهادها و ارگان‌های وابسته و زیرمجموعه این وزارت به نقش اساسی آن در سیاست توسعه‌طلبانه شیعی-اسلامی و نژادپرستانه جمهوری اسلامی در ایران و خارج از مرزهای کشور خواهم پرداخت.

 

اهداف و وظایف اساسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

مواد هفت گانه‌ای که به عنوان اهداف اساسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در وبسایت این وزارت مندرج می‌باشد، از لحاظ مفهومی به سه دسته کلی تقسیم می‌گردد. مواد یکم و سوم در برگیرنده مفاهیم کلی و بسیار انتزاعی می‌باشد، به عنوان مثال ماده یکم به «رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی» تاکید می‌نماید. مفاهیمی اینچنین کلی مانند فضائل اخلاقی و یا ایمان و تقوی بدون شک بایستی بر اساس داده‌ها و آموخته‌های دین اسلام و مذهب شیعی تعریف گردد. اما به هر ترتیب درج اینچنین مفاهیمی در اهداف یک وزارتخانه که دست اندر‌کار عمده امور فرهنگی می‌باشد قابل تامل است.

چهار ماده از هفت ماده فوق در برگیرنده رویکرد ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران در جهت صدور انقلاب و تشکیل امت واحده اسلامی می‌باشد. ماده چهارم آشکارا با نگاهی گزینشی به حیطه فرهنگ و هنر، تاکید به «رواج فرهنگ و هنر اسلامی» به عنوان تنها نوع فرهنگ و هنر مشروع از دیدگاه حاکمیت می‌باشد. در سرفصل‌های آتی سیاست‌های عملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در برآوردن این اهم به عنوان یکی از مهم‌ترین اهداف نظام، مورد مداقه قرار خواهم داد. ماده پنجم اشاره به «مبانی و مظاهر و اهداف انقلاب اسلامی» و لزوم «آگاهی جهانیان» نسبت به آنان را دارد.

«آگاهی جهانیان نسبت به مبانی و مظاهر و اهداف انقلاب اسلامی»(اهداف اساسی وزارت ف.ارشاد، ماده 5)

 ماده هفتم نیز آشکارا «وحدت میان مسلمین» را به عنوان یکی از اهداف اساسی وزارت مذبور مطرح می‌نماید. پیگیری این اهداف که نشات گرفته از ایدئولوژی مکتبی جمهوری اسلامی می‌باشد، بوسیله ارگان‌ها و وزارتخانه‌های حکومتی و برنامه‌ریزی‌های متعدد آنان صورت می‌پذیرد. بدین ترتیب ماده ششم به صورت عملی درصدد پیگیری این اهم می‌باشد. «گسترش مناسبات فرهنگی با ملل و اقوام مختلف به خصوص مسلمانان و مستضعفان جهان»(اهداف اساسی وزارت ف.ارشاد، ماده 6)

با مطالعه راهبردهای محتوایی و اهداف اساسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درک کاربرد ابزارگونه وزارتخانه دست‌اندرکار امور فرهنگی در رویکرد تبعیض آمیز عقیدتی و اتنیکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان ارگانی که می‌بایست در جهت حمایت از تولیدات هنری و فرهنگی بدون اعمال تبعیض عمل نماید آشکار می‌گردد. وظایف اساسی وزارت مذبور که در سی ماده تصویب و تنظیم گشته و در وبسایت رسمی آن نیز انتشار یافته دقیقا منطبق بر محتوی و وظایف آن می‌باشد.

بسیاری از مواد سی‌گانه مذبور تاکید به وظیفه سیاست‌گذاری وزارت در زمینه‌های متعدد دارند که البته در برگیرنده مفاهیم کلی می‌باشد. مواد دوم، سوم، هشتم، دهم و شانزدهم، بیست‌و‌هفتم و بیست‌و‌هشتم  از جمله این مواد می‌باشند. سیاست‌گذاری در زمینه‌های متعددی مانند «رشد و اعتلای فرهنگ و هنر ایران و اسلام به عنوان عناصر هویت ملی»(وظایف اساسی، ماده 1)، «فرهنگ عمومی واصول سیاست فرهنگی کشور»(وظایف اساسی، ماده 2)، «سیاست‌گذاری در زمینه کارآفرینی، اشتغال پویا و رونق اقتصادی»(وظایف اساسی، ماده 8)، از جمله مواد تشکیل دهنده وظایف سی‌گانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌باشد.

سه ماده اساسی از مواد سی‌گانه وظایف اساسی وزارت مذبور که از پس یکدیگر درج گشته،مواد چهارم، پنجم و ششم است که بیان کننده ایدئولوژی مکتبی جمهوری اسلامی می‌باشد:

«سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی برای توسعه، تعمیق و ترویج فرهنگ قرآن کریم و عترت طاهرین»(وظایف اساسی وزارت ف.ارشاد، ماده 4)

«برنامه‌ریزی در راستای زنده نگاهداشتن و تبیین اندیشه دینی، فرهنگی و سیاسی حضرت امام خمینی»(وظایف اساسی وزارت ف.ارشاد، ماده 5)

«تدوین راهکارهای عملی در جهت تحقق منویات و تاکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگ و هنر»(وظایف اساسی وزارت ف.ارشاد، ماده 6)

سه ماده فوق که عینا جهت مطالعه نقل قول گشت به جهت درک ساختار کلان و چهارچوب اصلی اهداف و وظایف و همچنین ماهیت ایدئولوژیک و رویکرد نظام به فرهنگ و هنر حائز اهمیت بسیار می‌باشد. رویکرد مکتبی نظام شریعتی جمهوری اسلامی ایران، خصوصا به مقولات فرهنگ و هنر و شاخه‌های زیرمجموعه آن تقریبا در این سه ماده خلاصه می‌گردد. سه بعد مهم شریعتی-شیعی که همچنین تشکیل‌دهنده چهارچوب اصلی ایدئولوژی آن نیز هست عبارتست از: قرآن و عترت(امامان)، دیدگاه‌های آیت‌الله خمینی به عنوان اولین ولایت مطلقه فقیه، نظرات و فرامین آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر دینی و دومین مقام ولایت فقیه درایران(مراجعه شود به سند چشم انداز 1404).

ماده هفتم، دیدگاه جمهوری اسلامی ایران را در مواجهه با دیگر فرهنگ‌ها و انواع شاخه‌های هنری که از نظر نظام شریعتی غیرخودی و یا به دیگر سخن غیر مشروع(برخلاف قواعد و اصول شریعتی) تعریف می‌گردد، آشکارا بیان میدارد. ماده مذبور با استفاده از اصطلاحاتی که در سال‌های اخیر خصوصا پس از جنگ ایران و عراق در ایران مصطلح گشت مانند «رسانه‌های بیگانه» و «جنگ نرم فرهنگی» در صدد القاء ادامه مخاصمه‌ی حداقل فرهنگی و ایدئولوژیکی از سوی کشورهای غربی به مردم ایران بوده و صحبت از «تبلیغات سوء» رسانه‌های آنان می‌نماید.

«برنامه‌ریزی جهت بهره‌گیری از ابزار و امکانات متناسب به منظور رویارویی با جنگ نرم فرهنگی و تبلیغات سوء رسانه‌های بیگانه»(وظایف اساسی وزارت ف.ا اسلامی، ماده 7)

در حالیکه جمهوری اسلامی ایران هر نوع رسانه غیر خودی را بیگانه قلمداد نموده و طبیعتا با نوعی جبهه‌گیری و سنگربندی فرهنگی و هنری سعی در پیشگیری از هرگونه آسیب ایدئولوژیک به مبانی نظری و تغییر در روش معیشتی مردم ایران که با قواعد و قوانین شریعتی اداره می‌شوند، دارد در سه ماده دیگر، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی درجهت صدور انقلاب را به خارج از مرزهای ایران از جمله وظایف اساسی و مهم خود برمی‌شمرد. مواد 25، 26 و 30 از جمله آنان می‌باشد.

«سیاست‌گذاری در جهت شناساندن مبانی، اهداف و دستاوردهای انقلاب اسلامی و فرهنگ و هنر ایرانی به جهانیان…»(ماده 25)

«برنامه‌ریزی برای حمایت از صدور محصولات فرهنگی و هنری به خارج از کشور و حضور موثر در بازارهای جهانی»(ماده 26)

«سیاست‌گذاری و نظارت بر فعالیت‌های فرهنگی-تبلیغاتی در خارج از کشور و پیگیری و هماهنگی انعقاد و اجرای موافقت نامه‌ها و برنامه مبادلات فرهنگی، هنری و تبلیغی با سایر کشورها»(ماده 30)

ماده یکم از وظایف سی‌گانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران با اشاره به مفاهیم «فرهنگ و هنر ایران و اسلام» به عنوان «عناصر هویت ملی»، سیاست‌گذاری و حمایت جهت رشد آن را اولین وظیفه این وزارت تعریف می‌نماید. با توجه به اینکه ملل، اقوام و مذاهب بسیاری در جغرافیای ایران وجود دارد و حداقل از این لحاظ ایران کشوری کثیرالمله، کثیرالمذهب و چندفرهنگی می‌باشد، کاربرد اصطلاحی مانند «فرهنگ ایران» کاملا اشتباه بوده و در حالت خوشبینانه آن، اشتباه لفظی است. ولی به هر ترتیب وزارتی وزین که دست‌ اندرکار عمده امور فرهنگی و هنری در کشور ایران می‌باشد بایستی عاری از این اشتباهات باشد که فی‌الواقع نیز اشتباهی در کار نبوده و کاملا عمدی است.

«سیاست‌گذاری برای رشد و اعتلای فرهنگ و هنر ایران و اسلام به عنوان عناصر هویت ملی»(وظایف وزارت ف.ا اسلامی، ماده 1)

جهت درک بهتر رویکرد فرهنگی-زبانی جمهوری اسلامی ایران و به دنبال آن وزارت دست اندرکار امور فرهنگی و هنری در ایران و خارج از مرزهای آن، بیشک همه مواد مذبور بایستی به صورت یکپارچه مورد بررسی قرار گیرد. اما در این میان ماده بیست و نهم،از این لحاظ دارای اهمیت فوق‌العاده می‌باشد. ماده بیست و نهم از مواد سی‌گانه وظایف اساسی وزارت ف.ا اسلامی رژیم اسلامی، «سیاست‌گذاری در جهت تقویت، توسعه و آموزش زبان فارسی در خارج از کشور» را یکی از وظایف مهم و اساسی خود برمی‌شمرد. هر کشوری در جهان طبیعتا درصدد حمایت و توسعه زبان خویش در داخل و یا خارج از مرزهای سیاسی خود به انحاء مختلف برمی‌آید، اما نکته مهم و اساسی که در این میان بایستی مد نظر قرار داد اینست که ایران کشوری چند زبانه و کثیرالمله بوده و هست و انتخاب یک زبان به عنوان زبان رسمی در کشور و اختصاص بودجه‌های نجومی توسط حکومت حاکمه جهت توسعه آن و در عوض چشم پوشیدن به دیگر زبان‌ها و فرهنگ‌های به اصطلاح غیررسمی(از دید قانون اساسی جمهوری اسلامی)، گذشته از اینکه نقض آشکار حقوق انسانی  و فرهنگی می‌باشد، در ابعاد متعدد در چهارچوب مصادیق نسل‌کشی فرهنگی و زبانی نیز تعریف می‌گردد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران و سازمان‌ها و نهادهای تابعه آن همانگونه که در بخش‌های بعدی این سلسله مقالات نیز بدان خواهم پرداخت به صورت بسیار منسجم و البته برنامه‌ریزی شده در جهت صدور فرهنگ و زبان فارسی و مذهب شیعی و دین اسلام به خارج از مرزهای ایران با سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی و صرف بودجه‌های کلان تلاش می‌نمایند.

ماده نهم از این سی ماده به مهندسی فرهنگی در ایران پرداخته و جهت «برنامه‌ریزی و هماهنگی در زمینه همکاری با مراجع تصمیم‌گیر و تاثیرگذار» تاکید می‌دارد. بحث مهندسی فرهنگی در کشور ایران، یکی از امور مهم مورد نظر آیت الله خامنه‌ای و مسئولین تاثیرگذار نظام می‌باشد که در ذیل سرفصل مربوطه مشروحا بدان خواهم پرداخت.

 

مقایسه اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با وزارت‌های همطراز آن در دو کشور ترکیه و فرانسه

شاید مقایسه‌ای اینچنین در ابعاد و رویکرد عملی در عرصه فرهنگ و هنر به لحاظ علمی در نگاه نخست صحیح به نظر نیاید. همچنانکه با بررسی مصادیق مقایسه‌ای به درستی می‌توان دریافت که در اکثر موارد اینچنینی نتیجه صحیح و کارآمدی به لحاظ تحقیقی حاصل نشده. هر اجتماعی و هر کشوری به دلایل بی‌شماری از جمله تفاوت‌های جغرافیایی و اتنیکی-زبانی و وضعیت اقتصادی و سیاسی و ملاحظات ژئوپولیتیک و … دارای ویژگی‌ها و تمایزات خاص بوده و با حتی همسایگان نزدیک خویش که گاها شاید دارای مشترکات بسیار فرهنگی و تاریخی باشند، دارای سیاست‌ها و خطوط مشی بسیار متفاوت خواهند بود.

اما مقایسه ضمنی که در ذیل این سرفصل بدان خواهم پرداخت، بدون در نظر گرفتن تاریخچه و جزئیات اداری-سیاسی وزارت‌های دست اندرکار فرهنگ و هنر در دو کشور فرانسه و ترکیه، مقایسه عملکرد وزارتخانه‌های دو کشور مذبور با وزارت هم سطح آن در جمهوری اسلامی ایران از لحاظ رویکرد ایدئولوژیک و مکتبی به هنر و فرهنگ خواهد بود. به دیگر سخن میزان فاصله‌ای که یک وزارتخانه به عنوان بالادست‌ترین ارگان دست‌اندرکار امور فرهنگی و هنری، چه از لحاظ سیاست‌گذاری و اجرا و چه از لحاظ نظارت، حمایت و یا تطبیق ممنوعیت به انواع مکاتب و طیف‌های فرهنگی و هنری از منظر ایدئولوژیک دارد، بی‌شک میزان قیاس در این مقال می‌باشد.

 

وزارت فرهنگ و هنر فرانسه

پایه‌های اولیه وزارت فرهنگ فرانسه در حدود سال‌های 1860 میلادی در دوره دوم امپراطوری بوسیله الکساندر کولونا والوسکی تشکیل گشت. پس از دوره چهارم جمهوریت فرانسه، از سال 1947 حیات کنونی وزارت فرهنگ فرانسه آغاز شده و تا به اکنون ادامه دارد. با نگاهی گذرا به اهداف و وظایف وزارت مذبور در فرانسه علی‌رغم تاریخچه پرفراز و نشیب آن به تبع تغییرات و تحولات بسیار در سیستم سیاسی، این وزارتخانه در کشور فرانسه دارای اهداف و وظایف نوشتاری بسیار ساده ولی پر محتوی می‌باشد. نکته اساسی که با مطالعه اهداف و وظایف وزارت فرهنگ فرانسه در نگاه نخست بدان پی خواهیم برد، عدم وجود هیچ نوع ایدئولوژی، اعم از دینی و یا مذهبی و یا هر نوع دیگر می‌باشد. تبلور لائیسیته و سکولاریزم به عنوان اساسی‌ترین عناصر جمهوریت و دموکراسی در شرح وظایف وزارت فرهنگ فرانسه به خوبی مشهود است.

وزارت فرهنگ فرانسه با تاکید بر اهمیت میراث فرهنگی-هنری جهان و فرانسه، اساسی‌ترین وظیفه خویش را “شناسایی میراث فرهنگی جهان و فرانسه” برمی‌شمرد و این وظیفه را برگرفته از قوانین موضوعه کشور فرانسه می‌داند.

“همچنین وزارت فرهنگ فرانسه، حفاظت از میراث فرهنگی در همه ابعاد آن و سیاستهای توسعه و شناساندن و معرفی آن را جهت تشویق آثار هنری و فرهنگی، ضمن برنامه‌ریزی مدیریت می‌نماید”.

“وزارت فرهنگ فرانسه، سیاست‌های دولت فرانسه را در زمینه هنرهای نمایشی و هنرهای تجسمی تنظیم و مشخص نموده هماهنگی و پیش‌بینی می‌نماید. همچنین مسئول سیاست‌های معماری(در فرانسه) می‌باشد”.

“وزارت فرهنگ فرانسه در زمینه رسانه، سیاست دولت فرانسه را برنامه‌ریزی و هماهنگ می‌کند. بر توسعه و پیشرفت تولید و خلاقیت هنری در زمینه‌های سمعی و بصری نظارت کرده و توسعه برنامه‌های آموزشی و فرهنگی را تشویق و حمایت می‌نماید.”

“وزارت فرهنگ فرانسه، توسعه و پیشرفت تولیدات و مکاتب هنری را تشویق نموده و به همراه دیگر وزارتخانه‌ها در جهت پیشرفت آموزش کودکان و جوانان در زمینه‌های هنر و فرهنگ در چرخه آموزشی همکاری می‌نماید.”

“فعالیت‌های فرهنگی محلی تشویق می‌گردد.”

“پیشرفت و تولید تکنولوژی‌هایی که در زمینه پیشرفت صنایع فرهنگی و توسعه تولید و خلاقیت فرهنگی همچنین میراث و آثار فرهنگی استفاده می‌گردد، مورد تشویق قرار می‌گیرد.”

وزارت فرهنگ فرانسه با همکاری دیگر وزارتخانه‌ها، در دنیای فرهنگ در جهت برآورده شدن تاثیر آفرینندگی(خلاقیت) هنری فرانسه(در دنیا) سیاست حکومت فرانسه را اجرا می‌نماید.”

“در جهت برنامه‌ریزی و اجرا برنامه‌ها و سیاست‌های حمایتی مبنی بر توسعه، استفاده و غنی شدن زبان فرانسه و همچنین حفاظت و توسعه زبان‌های فرانسه(دیگر زبان‌های موجود در کشور فرانسه) فعالیت می‌نماید.”

“در آخر در جهت حمایت از مراکز فرهنگی فرانسوی در خارج کشور همکاری می‌نماید.”

(برگرفته از وبسایت رسمی وزارت فرهنگ فرانسه)

همانگونه که مشاهده میگردد اهمیت فوق‌العاده میراث فرهنگی و هنری جهان به طور اعم و آثار فرهنگی-هنری فرانسه به طور اخص چه از دید حفاظت از آن و چه از لحاظ جنبه حمایتی از تولید و خلاقیت فرهنگی و هنری، بدون رویکردی گزینشی از منظر ایدئولوژیک از سوی حکومت فرانسه، از جمله اهداف کلان و عمده می‌باشد.

تامین تکنولوژی‌ها و فن‌آوری‌ها و حمایت از تامین‌کنندگان آن که جهت حفظ آثار موجود فرهنگی و هنری و یا در تولید و بوجود آمدن خلاقیت‌های جدید در همه ابعاد هنر و فرهنگ مؤثر می‌باشد از جمله نکات مهم حمایتی می‌باشد که به جدّ مورد نظر وزارت فرهنگ فرانسه می‌باشد. همکاری وزارت فرهنگ فرانسه با دیگر ارگان‌های دست اندرکار در امور فرهنگی، هنری و آموزشی با مشارکت جدی در چرخه آموزش کودکان و جوانان و کانالیزه نمودن نسل جوان به امور فرهنگی و هنری و تشویق آنان به خلاقیت هنری و آزاد، بدون نگاه گزینشی از حیث ایدئولوژیک دارای اهمیت فراوان در سیاست فرهنگی حکومت فرانسه می‌باشد.

نکته بسیار مهم، رویکرد حکومت فرانسه و به تبع آن وزارت فرهنگ فرانسه به تولیدات خلاق محلی و زبان‌های موجود در کشور فرانسه به غیر از زبان فرانسه می‌باشد. حمایت از طرح‌ها و پروژه‌های هنری-فرهنگی محلی و تشویق خلاقیت در این چهارچوب و همچنین حمایت و حفاظت از زبان‌های موجود در فرانسه در کنار زبان فرانسه حاکی از رویکرد تکثرگرایانه به مقولات فرهنگی، هنری و اجتماعی در کشور فرانسه می‌باشد. سیاستی که در کشور فرانسه و کشورهای از این دست در حیطه مقولات فرهنگی-هنری در جریان می‌باشد، بی‌شک در راستای تکثرگرایی و احترام به غیرخودی است. بدون شک پیش شرط لازم در این نوع از سیاست‌گذاری،چهارچوبی متشکل از اصول دموکراتیک و لائیک می‌باشد که در هر سطح و لایه‌ای با تمامی تفکرات از هر نوع که باشد چه دینی-مذهبی و چه غیر آن دارای فاصله یکسان بوده و عدالت لازم اجتماعی را رعایت نماید.

 

وزارت فرهنگ و توریسم کشور ترکیه

کشور جمهوری ترکیه بر عکس کشور فرانسه که از لحاظ جغرافیایی از کشور ایران دور می‌باشد، همسایه نزدیک کشور ایران بوده و نیز از لحاظ تاریخی و فرهنگی و باورهای دینی و مذهبی اشتراکات بسیاری با آن دارد. از لحاظ تاریخی می‌توان اذعان نمود که حرکات آزادیخواهانه و مشروطه‌خواهی در یک بازه زمانی کوتاه و تقریبا همزمان در دو کشور همسایه به وقوع پیوسته است. اما به دلایل متعدد که در این مقال نمی‌گنجد تاریخ تجربه جمهوریت و دموکراسی در کشور ترکیه بسیار قبل از ایران با فاصله‌ایی نزدیک به شصت سال می‌باشد.لازم به ذکر است که تجربه جمهوریت در ایران به عنوان تبلور دموکراسی نیز به صورت بسیار ناقص و به صورت شکلی می‌باشد که در سال 1979 عملی گشت. دوران گذار از امپراطوری عثمانی به ترکیه امروزی و سیستمی دموکراتیک و لائیک که بوسیله رهبر کبیر مصطفی کمال آتاترک و یاران او در سال 1923 به وقوع پیوست از لحاظ تاریخی تقریبا هم عصر است با کودتای رضا‌خان میرپنج در ایران و لغو شاهنشاهی قاجار و تاسیس سلسله شاهی پهلوی که تا سال 1979 میلادی و تاسیس حاکمیت به معنای واقعی دینی-اسلامی بر اساس نظریه ولایت فقیه و تاسیس آن در ایران ادامه پیدا نمود.

مقایسه اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و توریسم کشور ترکیه به عنوان جمهوریتی لائیک و دموکراتیک با وزارت هم ارز آن در جمهوری اسلامی از جهت نزدیکی جغرافیایی، فرهنگی و اعتقادی دارای اهمیت بسیارمی‌باشد.

بر طبق ماده یکم قانون تعیین کننده وظایف و تشکیلات وزارت فرهنگ و توریسم ترکیه اهداف تشکیل این وزارتخانه به صورت ذیل تعریف گشته است:

“ماده 1- هدف از این قانون؛ زنده نگاه داشتن، پیشبرد، توسعه، شناساندن، ارزش‌گذاری، شناسایی و ثبت میراث و آثار فرهنگی، پیشگیری از تخریب و از بین رفتن میراث تاریخی و فرهنگی، استفاده از تمامی امکانات و پتانسیل‌های موجود توریسم کشور جهت کمک به اقتصاد کشور…”

هدف تعیین گشته از سوی مجلس ملی جمهوری ترکیه برای وزارت فرهنگ و توریسم ترکیه متشکل از دو بخش کلی می‌باشد که بخش نخست آن در برگیرنده اهداف فرهنگی و بخش دوم صنعت توریسم می‌باشد. اما وظایفی که درماده دوم این قانون برای وزارت فرهنگ و توریسم جمهوری ترکیه تعیین گشته در هشت بخش تعریف شده، عینا به صورت زیر می‌باشد:

“وظایف

ماده 2- وظایف وزارت فرهنگ و توریسم عبارتست از:

– بررسی، پیشرفت، حفاظت، زنده نگاه داشتن، استفاده مناسب، توسعه میراث و آثار ملی، معنوی، تاریخی، فرهنگی و توریستی جهت تقویت یکپارچگی ملی و توسعه و پیشرفت اقتصادی.

– راهنمایی و هماهنگی سازمان‌ها و تشکل‌های دولتی در امر فرهنگ و توریسم، همکاری با سازمان‌های مورد نظر، همکاری و توسعه ارتباط با سازمان‌های محلی و تشکلهای غیردولتی و بخش خصوصی؛ اختصاص کمک‌های نقدی به سازمان‌های محلی، انجمن‌ها و مراکزی که بوسیله ارگان‌های دولتی و یا جهت کمک به پرسنل دولتی تاسیس گشته‌اند و یا بنیادهای وقفی که طبق قوانین مدنی ترکیه با هدف فعالیت فرهنگی، هنری، توریسم تاسیس گشته و پروژه‌هایی که بوسیله این بنیادها و تشکل‌های غیر دولتی و تئاترها ارائه می‌گردد.

– حفاظت از میراث تاریخی و فرهنگی.

– استفاده از کلیه پتانسیل‌ها و امکانات موجود توریسم کشور و توسعه آن جهت تبدیل توریسم به یکی از بازارهای مهم اقتصاد ملی.

– بهره‌برداری از کلیه سرمایه‌گذاری‌ها، ارتباطات و پیشرفت‌های موجود در عرصه فرهنگ و توریسم.

– تامین غیرمنقول جهت سرمایه‌گذاری‌های فرهنگی و توریستی و در صورت لزوم تبدیل کاربری به دولتی، اجراء مستقیم و یا غیرمستقیم این پروژه‌ها.

– پیشبرد همه جانبه خدمات تبلیغی در عرصه توریسم با استفاده از کلیه امکانات و ابزار، جهت شناساندن میراث توریسم کشور ترکیه.

– انجام دیگر وظایفی که قانون مشخص نموده.”(قانون مصوب مجلس ملی ترکیه در ارتباط با وزارت فرهنگ، 2003)

نکته مهمی کهبایستی بدان توجه داشت اینکه، سنجش میزان اجراء قوانین، وظایف و اهداف وزارتخانه‌های مذبور در کشورهای فوق، مورد نظر اینجانب نمی‌باشد. فی‌الواقع این نوع سنجش دارای سازوکار متناسب و مختص به خود می‌باشد. مسئله اساسی که در این میان مورد نظر اینجانب است، بررسی جنبه قانونی رویکرد ایدئولوژیک حاکمیت در عرصه فرهنگ و هنر و البته جنبه‌های مؤثر آشکار و پنهان آن می‌باشد. هدف و چشم‌انداز اساسی که وزارت فرهنگ و توریسم جمهوری ترکیه در وب سایت رسمی خویش نیز بدان اشاره نموده بخوبی بیانگر هدف غایی این وزارتخانه در عرصه فرهنگ و هنر می‌باشد.

“وزارت فرهنگ و توریسم جمهوری ترکیه، در راستای مدیریت و برنامه‌ریزی جهت حفاظت از میراث ملی ما که دربرگیرنده ارزشهای والای جهانشمول می‌باشد… حرکت می‌نماید.”(وبسایت رسمی وزارت فرهنگ و توریسم ترکیه)

بی‌شک بارزترین تفاوت که می‌توان آن را تفاوتی بنیادین از حیث رویکرد به مقوله فرهنگ و هنر ارزیابی نمود، عدم وجود ایدئولوژی مشخص در وزارت فرهنگ دو کشور جمهوری فرانسه و جمهوری ترکیه بر عکس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. رعایت عمدی فاصله برابر با هر نوع سیستم اعتقادی و یا مکتب هنری و فرهنگی، پیش فرض و شرط لازم رویکردی عادلانه و فرهنگ محور می‌باشد. هدف اصلی بایستی، پیشبرد فرهنگ و هنر در جامعه با آزادی کامل بدون رویکردی ایدئولوژیک از طرف ارگان دست اندرکار باشد. فرهنگ آنگونه که در سیستم حکومت اسلامی ایران به عنوان ابزاری در جهت نیل به اهداف مکتبی و دینی تعریف گشته، در دوکشور مورد نظر نه به عنوان ابزار بلکه به عنوان هدفی غایی مطرح گشته و تمامی کوشش مورد نظر بر ایجاد بستری مناسب جهت اعتلاء فرهنگ و هنر در اجتماعات مورد نظر می‌باشد. تکثرگرایی فرهنگی و هنری یکی از اصول مهم و غیرقابل انکار عصر جدید به شمار رفته و در بسیاری از جوامع که پرچمدار دموکراسی و فرهنگ و هنر محوری می‌باشند، مورد قبول واقع گشته است. این در حالیست که در جامعه کنونی ایران، حاکمیت اسلامی با تکیه بر اصول شریعت اسلامی-شیعی، به هر حیل درصدد یکسان‌سازی فرهنگی و اجتماعی و تشکیل جامعه‌ای یکپارچه و البته مطیع می‌باشد.

 

منابع:

سایت رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران

سایت رسمی وزارت فرهنگ و هنر کشور جمهوری فرانسه

سایت رسمی وزارت فرهنگ و توریسم کشور جمهوری ترکیه

قانون مصوب مجلس ملی جمهوری ترکیه در مورد اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و توریسم، 2003

ماناس چاملی- کارشناس مرکز مطالعاتی تبریز

بخش نخست: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جایگاه ویژه آن در تداوم نظام شریعت اسلامی و پان فارسیستی در ایران (بخش یکم)

همچنین بررسی کنید

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جایگاه ویژه آن در تداوم نظام شریعت اسلامی و پان فارسیستی در ایران (بخش یکم)- ماناس چاملی

(با تاکید بر شرح وظایف قانونی و مصوبات وزارتی و نهادهای زیرمجموعه)   مقدمه با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *