گفتگو با آقای دومان رادمهر

tebaren | 14:01 - 08.11.2017

مرکز مطالعاتی تبریز که به عنوان انجمنی غیردولتی در آنکارا پایتخت ترکیه مشغول فعالیت می باشد مصاحبه ای با آقای دومان رادمهر از فعالین ملی-مدنی آذربایجان نموده است. آقای رادمهر که از فعالین پیشین جنبش دانشجویی آذربایجان می باشند در برهه ای که در ایران ساکن بودند فعالیتهای گسترده ای در زمینه حقوق ملی-مدنی ترکان آذربایجان جنوبی داشته اند و به دلیل فشارهای وارده از سوی نهادهای قضایی-امنیتی جمهوری اسلامی ایران مجبور به ترک ایران گشته اند. وی هم اکنون ساکن سوئد و از مؤسسان و عضو هئیت مدیره “انجمن حقوق بشر آذربایجانیها در ایران” می باشد. مرکز مطالعاتی تبریز تشکر خویش را از آقای رادمهر جهت قبول این گفتگو و پاسخ به سؤالاتمان ابراز می دارد.

….

س- آقای رادمهر با تشکر از وقتی که در اختیار مرکز مطالعاتی تبریز گذاردید، به عنوان نخستین سؤال به نظر شما نقش و کارکرد نهادهای حقوق بشر بین المللی در انعکاس مبارزات ملی-مدنی چیست؟

من هم تشکر می کنم. باعث افتخار بنده است. در جواب سوال شما خدمتتان عرض کنم که امروزه مخصوصا در کشورهای غیردموکراتیک، نمی توان تصور کرد که جنبشی بدون جلب حمایت نسبی بین المللی بتواند به خواسته های خود برسد. در کنار این نباید فراموش کرد که گفتمان حاکم در دنیای امروز بر سه اصل حقوق بشر، دموکراسی و مبارزه با تروریسم استوار است. این بدین معنا است که هر جنبشی به دور از این اصول در دنیای امروز با دیده ی شک و تردید به آن نگریسته می شود. شکل دهی به افکار عمومی در سطح بین الملل و جلب حمایت دولتها، نهاد های مردم نهاد و رسانه ها در کشورهای غربی در حد بسیار زیادی منوط به همراهی نهادهای حقوق بشری با خواسته های هر جنبشی است. اهمیت مسئله به حدی است که دولتها برای توجیه حمایت خود از جنبش مطلوب خود، سعی می کنند آن جنبش را همراستا با این گفتمان تبلیغ کنند. به عبارت دیگر هر جنبشی که انتظار حمایت بین المللی دارد، خواه در واقعیت و خواه به صورت مصنوعی و تبلیغاتی مجبور به تبیین خواسته های خود در چارچوب این گفتمان است. در این میان نهاد های حقوق بشری با حمایت خود از جنبش، به نوعی آن جنبش را تایید و مشروعیت لازم (و نه کافی) برای حمایت از آن را برآورده می کنند. منظور از حمایت، حمایت سیاسی، رسانه ای و حتی مالی برای فشار به دولت مربوطه برای قبول خواسته های جنبش است. این کارکرد را من “تاثیر مستقیم” نهادهای حقوق بشری می نامم. یک تاثیر دیگر هم وجود دارد که شاید عنوان “تاثیر ضمنی” برای آن مناسب باشد و آن تاثیر این نهادها در دینامیسم خود جنبش است. جنبشهای ایزوله و مجرد که ارتباطی با دنیای اطراف ندارند، استعداد بیشتری در گرایش به تحجر و افراطی گری از خود نشان می دهند که در نهایت به نخبه کشی و فرقه گرایی منجر میشود. در این میان جنبشهای ناسیونالیستی و مذهبی به جهت ساختار فکری نسبتا تک بعدی خود به شدت از این نظر آسیب پذیر هستند. از این منظر، ارتباط با نهادهای حقوق بشری و تعامل با آنها موجب تقویت جایگاه گروههای مترقی در درون جنبش میشود. تلرانس و دیگر پذیری در داخل جنبش تمرین می شود و خواسته های جنبش از تک بعدی به خواسته هایی همه جانبه بسط پیدا می کند که می تواند دیگر بخشهای دیگر جامعه را نیز جذب جنبش کند. به عبارت دیگر، در مورد جنبشهای مربوط به حقوق اقلیتهای ملی، ارتباط متقابل با نهاد های حقوق بشری به طور ضمنی با تقویت گفتمان مذکور در جنبش، آن را از نژادپرستی و ادبیات نفرت به دموکراسی بیشتر و جذب نیروهای کاردان سوق میدهد.

 

س- وضعیت انعکاس اخبار مرتبط با زندانیان سیاسی و فشارهای موجود بر ترکان آذربایجانی در ایران را از سوی این نهادهای بین المللی چگونه ارزیابی می کنید؟

باید توجه داشت که از یک طرف تقریبا تمام خواسته های مطروحه از طرف بدنه اصلی جنبش تورکها در ایران- “حرکت ملی دموکراتیک آذربایجان” – بر طبق موازین حقوق بشری است و از طرف دیگر تمام فعالیتهای جنبش تاکنون مدنی و مسالمت آمیز بوده است. با این وجود برای جنبشی به این گستردگی این اندازه از انعکاس اخبار و حمایت نهادهای حقوق بشری، می توان گفت که بسیار کم است.

 

س- برخی از فعالین ملی-مدنی آذربایجان بر این باور هستند که نهادهای حقوق بشر بین المللی توجه لازم بر اخبار ترکان آذربایجان را در ایران ندارند. اگر شما قائل بدین انتقاد هستید علت آن را در چه امری می دانید؟

متاسفانه همینطور است. مسبب این وضعیت در وهله اول کمکاری خود جنبش است. یعنی؛ نبود ویزیون، ضعف گفتمان و کمبود نیروهای کاردان برای ایجاد ارتباطهای پایدار با نهاد های حقوق بشری. البته عوامل دیگری هم دخیل بوده اند که می توان در مورد آنها بحث کرد ولی نباید عامل اصلی فوق الذکر را تحت الشعاع آن عوامل قرار داد و با فرافکنی مسئله را لاپوشانی کرد. برای روشن شدن منظورم یک مثال می آورم. یک نهاد حقوق بشری بین المللی را فرض کنید که مثل هر نهاد دیگری در ابتدای هر سال یک یا چند پروژه را به عنوان دستور کار برای خود تعریف می کند. افراد تحت استخدام این نهاد نیز که برای هر ساعت کاری حقوق می گیرند مشغول انجام وظایف روزانه مربوط به آن پروژه ها برای تحویل آن در زمان مقرر هستند. حال تصور کنید که کسی – معمولا از طریق ایمیل عمومی است- با این نهاد ارتباط برقرار می کند و در مورد بازداشت فردی در ایران به آن ایمیل می زند. اگر شما جای این نهاد باشید، کار خود را تعطیل و پیگیر این مورد می شوید؟! چگونه به آن شخص و گفته هایش اعتماد می کنید؟! آیا ادبیات آن شخص و نحوه ی گزارشش ارزش پرداختن به آن را دارد؟! آیا حمایت از آن شخص و جنبش متبوعش، نهاد مورد نظر را زیر ضرب منتقدان قرار می دهد؟! چه خوب چه بد، اینها مواردی هستند که هر نهادی مد نظر قرار می دهد! و جنبشی که انتظار حمایت دارد، باید این موانع تکنیکی را رفع کند.

مشکل اصلی اینست که فعالیتهای حقوق بشری ما دائمی و البته حرفه ای نیست. معمولا فعالان ما هنگامی که خودمان یا دوستمان بازداشت می شوند به یاد حقوق بشر می افتند و انتظار دارند که یک نهاد بروکراتیک بین المللی کار خود را تعطیل و حتما به مورد ما رسیدگی کند. تجربه شخصی بنده و نهاد اهراز این را ثابت می کند که هر موقع با فعالیت متدولوژیک- یعنی با رعایت گفتمان حقوق بشری، گزارش و اخبار استاندارد و فعایلت مستمر و به موقع- وجود خودمان به این نهادها نشان داده و اعتماد آنها را جلب کردیم، در صورت وقوع موردی توانسته ایم عکس العمل مطلوبی از آنها داشته باشیم.

 

س- نگاه نهادهای حقوق بشر ایرانی را به رویدادهای مرتبط با ترکان آذربایجان جنوبی چگونه ارزیابی می کنید؟

نهادهای حقوق بشری ایرانی علاوه بر اینکه تابع اصل فوق الذکر هستند در مورد اکثر آنها -البته نه در مورد همه شان- مسئله عدم بی طرفی هم مطرح است. قبل از اینکه به این مسئله “عدم بی طرفی” بپردازم. اجازه بدهید این مسئله را باز کنم که اکثر نهادهای حقوق بشر ایرانی با تعریف پروژه هایی در مورد وضعیت حقوق بشر ایران از نهادهای ملی و بین المللی خارجی بودجه دریافت می کنند. این مسئله باعث فعالیت حرفه ای، پروژه محور و بالتبع عملکرد موفق آنها میشود. همین ویژگیها باعث میشود این نهاد ها هم در نزد نهادهای بین المللی، هم در رسانه های فراگیر و هم در نزد مردم اعتبار بیشتری داشته باشند. برای جنبش آذربایجان که فعالیت “فعالین حقوق بشری” آن نه حرفه ای (به صورت شغل) بلکه به صورت فصلی و داوطلبانه و نسبتا تک بعدی ( مورد زندانیان سیاسی) است، نهادهای حقوق بشری ایرانی عملا به عنوان پل ارتباطی این فعالین با مخاطبین میشوند. مسئله عدم بی طرفی هم اینجا خودش را نشان می دهد. متاسفانه اکثر فعالین ایرانی حقوق بشر به نوعی سابقه ی سیاسی دارند که معمولا هم از نقطه نظر حقوق اقلیتها مرکزگرا به شمار می روند. همین مسئله و نیز تربیت ضد تورکی موجود در جامعه ی ایران که دردیدگاههای این فعالین بروز می کند، باعث میشود که از توجه کافی به مسایل حقوق بشری آذربایجان کوتاهی کنند. این مسئله نه فقط در مورد نهادهای حقوق بشری بلکه شامل رسانه ها خارجی چون بی بی سی و کارمندان ایرانی این رسانه ها هم میشود. البته باز تاکید می کنم که گاها آنچیزی که برای ما عدم بی طرفی می نماید در حقیقت موانع تکنیکی ناشی ازعدم ارتباط کافی برای جلب اعتماد این نهادها است. با اینحال نمی توان کتمان کرد که نگاه اکثر این نهاد ها به فعالین و خواسته های جنبش آذربایجان با تبعیض و همراه با سو ذهنیت است.

 

س- به نظر شما فعالین ملی-مدنی آذربایجان با پیگیری کدام راهکارها می توانند تاثیری مثبت در انعکاس اخبار حقوق بشری آذربایجان در سطح نهادهای حقوق بشری بین المللی داشته باشند؟

همانطوریکه عرض کردم نبود ویزیون، ضعف گفتمان و کمبود نیروهای کاردان و نبود فعالیت حرفه ای با تمرکز روی وضعیت حقوق بشر آذربایجان باعث شده که توجه نهادهای حقوق بشری بر روی جنبش کم باشد که اینهم به نوبه خود حضور جنبش را در عرصه بین المللی را تضعیف می کند. کلید اصلی حل این مشکل، اشاعه ی ویزیون حقوق بشری در بین فعالین است. منظورم از ویزیون، داشتن دید مناسب به اهمیت مسئله و چگونگی انجام آن است. جای تعجب است که با وجود جنبش های دیگر منطقه به این مقوله بسیار دقت می کنند، با اینحال اکثر فعالین شناخته شده تورک کار حقوق بشری را جدی نمی گیرند و حتی گاها هم با آن مخالفت می کنند. کم اطلاعی از چیستی حقوق بشر و ارتباط آن با خواسته های جنبش و همچنین نگاه تک بعدی و دگم به مسائل آذربایجان باعث میشود که فعالیت حقوق بشری به حاشیه رانده شود. همین مسئله از یک طرف گفتمان غالب حقوق بشر را در بین فعالین جنبش تضعیف می کند و از طرف دیگر تعداد فعالینی که به حقوق بشر می پردازند را کاهش می دهد. به نظر من کمبود نیروهای کاردان در بین فعالین جنبش را باید در همین مسئله جستجو کرد. چگونگی انجام فعالیتها نیز به اندازه خود آنها اهمیت دارد. اشاره کردم که نهادهای حقوق بشر ایرانی چون کار حرفه ای می کنند، موفق هستند. برای اینکار جذب کمکها /قرانتهای مالی نهادهای خارجی لازم است که آنهم پروسه های خاص خود دارد. عدم وجود چنین ویزیونی، فعالیت حقوق بشری مربوط به آذربایجان را محدود به تعداد انگشت شمار فعالین با عملکردی ضعیف، فصلی و غیر مستمر می کند.

 

با تشکر دوباره از وقتی که در اختیار مرکز مطالعاتی تبریز گذاردید در پایان اگر سخنی با مخاطبان مرکز ما دارید لطفا بفرمایید.

صحبتهای حقیر در جواب سوالات شما تا حدی رویکرد خود انتقادی داشت. نباید فراموش کرد دوستانی هستند که علیرغم تمام مشکلات و ضعف سیستماتیک موجود برای بهبود وضعیت موجود مخصوصا در پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی تلاش می کنند. کار آنها بسیار با ارزش است و باید قدردان آنها بود. نکته دیگر اینکه، نباید غافل شد که نهادهای امنیتی رژیم هم در تلاش هستند که از مشروعیت بین المللی جنبش آذربایجان بکاهند. برای همین نقش آنها را در تقویت رویکرد دگم و تک بعدی به مسایل حقوق بشری در جنبش را نباید نادیده گرفت. در مقابل، همین نیروها با بوق و کرنا کردن برخی شعارهای نامناسب و مشکوک سعی در ایجاد خدشه در مشروعیت و اعتبار اخلاقی جنبش ملی هستند. من هم از شما تشکر می کنم. سوالهای بسیار نکته سنجانه بود. امیدوارم این صحبتها در رفع مشکلات گفته شده مفید واقع شود.

کلید واژه ها