خانه / اسلایدر اصلی / محمدامین رسولزاده و برخی از شخصیتهای مطرح تاریخ معاصر و تُرک- بابک شاهد

محمدامین رسولزاده و برخی از شخصیتهای مطرح تاریخ معاصر و تُرک- بابک شاهد

محمدامین رسولزاده در سیر حیات سیاسی پرتلاطم خویش با بسیاری از شخصیتهای مطرح و تاثیرگذار تاریخ معاصر منطقه و تُرک مراودات سیاسی و فکری داشته است. از جمله‌ی این شخصیت‌هایی که تاثیر مهمی در جریانات سیاسی جهان و منطقه داشته‌اند و دارای مراودات سیاسی و فکری موافق یا مخالف با رسولزاده بوده‌اند یا رسولزاده در باب آنها قلم‌فرسایی کرده است می‌توان به علی بگ حسین‌زاده (تورانی)، احمد آغااوغلو، آتاترک، استالین، سیدحسن تقی‌زاده، زکی ولیدی توقان‌، حمدالله صبحی، هیتلر، اوزِیر حاجی بگ‌اف، عبدالله باتتال تایماس و محمدحسین شهریار اشاره کرد.

علی بگ حسینزاده (تورانی): علی بگ حسین‌زاده از شخصیتهای مهم سیاسی و فکری تاریخ معاصر منطقه محسوب می‌شود که تاثیر بنیادینی در تاریخ اندیشه‌ و رویدادهای فکری قفقاز، آذربایجان و ترکیه داشته است و از وی به عنوان پدر فکری ضیا گؤک‌آلپ پدر جامعه‌شناسی نوین ترکیه یاد می‌کنند. چارچوک کلی اندیشه‌ی سیاسی حسین‌زاده که در پرچم جمهوری آذربایجان تبلور یافته است و مبتنی بر “تُرک بودن، مسلمان بودن و معاصرگرایی” است از جمله شخصیتهایی است که رسولزاده در دوران جوانی با وی آشنا شد و تاثیری عمده بر شکل‌گیری افکار رسولزاده داشته است. پس از سقوط جمهوری دموکراتیک آذربایجان در سال 1920 میلادی و ساکن شدن رسولزاده در ترکیه در سال 1922 میلادی، علی بگ حسین‌زاده مهمترین حامی وی در ترکیه بوده است. وی که دارای رابطه‌ی نزدیک با سیاسیون ترکیه بود از این رابطه‌ی خود استفاده نمود و زمینه‌ی فعالیتهای رسولزاده در ترکیه را فراهم کرد. چنانکه مقدمه‌ی کتاب مشهور رسولزاده با عنوان “جمهوری آذربایجان، چگونگی شکل‌گیری و موقعیت کنونی آن” را علی بگ حسین‌زاده به رشته‌ی تحریر درآورد. علی بگ حسین‌زاده در متنی که خطاب به رسولزاده نوشته بود از وی به عنوان مجاهدی خستگی‌ناپذیر که در سیر بسیاری از اندیشه‌ها و فعالیتهای سیاسی مختلف منطقه و آذربایجان قرار داشته است یاد می‌کند.

احمد آغااوغلو: احمد آغااوغلو از دیگر چهره‌های مشهور اندیشه‌ی معاصر در دنیای تُرک و منطقه محسوب می‌شود که تاثیرات فعالیتهای فکری و سیاسی وی محدود به آذربایجان نبوده و حیات فکری و سیاسی قفقاز، ایران و دنیای اسلام را نیز تحت تاثیر قرار داده است. آغااوغلو از دوستان نزدیک رسولزاده محسوب می‌شد و فعالیت جدی نوشتاری رسولزاده در روزنامه‌ی “ارشاد” به سردبیری آغااوغلو آغاز گشته است. رسولزاده در نوشتاری که در سال 1952 میلادی در نشریه‌ی آذربایجان و به مناسبت وفات آغااوغلو منتشر نمود از آغااوغلو با این جملات یاد کرده است: “ما در شخص آغااوغلو سیمایی زنده و پرشور از قلم و اندیشه تُرک و در کنار آن نماینده‌ای قدرتمند از روزنامه‌گری به سبک اروپا در دنیای شرق را می‌بینیم. احمد آغااوغلو صمیمی‌ترین تئوری‌پرداز جنبش مدرنیزاسیون در خاورمیانه بود و اکنون در غم از دست دادن وی هستیم.”

آتاترک: اگرچه هنوز مدرکی تاریخی دال بر اینکه رسولزاده و آتاترک با یکدیگر ملاقات کرده باشند منتشر نشده است و بیشتر ارتباطات رسولزاده با دولت ترکیه از طریق حمدالله صبحی رئیس کانون تُرک صورت گرفته است اما علاقه‌ی آتاترک به کتاب “جمهوری آذربایجان، چگونگی شکل‌گیری و موقعیت کنونی آن” از سوی بسیاری تاریخنگاران اذعان می‌گردد. چنانکه این کتاب در سال 1923 میلادی به عنوان بهترین کتاب نمایشگاه کتاب شهر اِزمیر انتخاب گشت و جایزه‌ی آتاترک به این کتاب تعلق گرفت. در این میان علاقه‌ی رسولزاده به آتاترک علاقه‌ای بس وافر بود و آتاترک را نماد راستین استقلال‌خواهی دنیای تُرک می‌دانست. چنانکه رسولزاده در مقاله‌ای که در سال 1953 میلادی در نشریه‌ی آذربایجان با عنوان “سمبل رهایی شرق” نگاشت، آتاترک را سمبل استقلال‌خواهی دنیای تُرک و دنیای شرق بیان کرده است. رسولزاده در نوشتاری که به مناسبت وفات آتاترک بر قلم جاری ساخت از وی با این جملات یاد کرده است: “او نه تحت حمایت انگلستان و نه مستعمره‌ی آمریکا بود. او رهایی را تنها در حاکمیت ملی و تاسیس دولت مستقل تُرک می‌دید. آرزوی وی “یا استقلال یا مرگ بود” بود. با این آرزو بر آناطولی پای  گذارد. او به عنوان قهرمان اصلی جنگ افسانه‌ای رهایی و استقلال‌خواهی به دنبال پیروزی در چاناق‌قلعه، ساکاریا و دوملوپینار به تاج پیروزی آراسته شد. نیروهای غالبی که سه امپراطوری بزرگ تاریخ را شکست داده و آنگونه که می‌خواستند میان خود تقسیم کردند در مقابل یک مشت مجاهد آناطولی مجبور به عقب‌نشینی شدند. این سخن این فرمانده بزرگ “تا زمانی که فرماندهی که بر اریکه‌ی قدرت است فرار نکند، یک تُرک هیچ زمان فرار نمی‌کند” به حقیقت پیوست. سند مرگ سِور پاره شد و لوزان به عنوان سند استقلال نگاشته گشت. آتاتُرک رهایی یک ملت را تنها در نیروی خود آن ملت می‌دید. این فکر را به خصوص در خطابه‌اش به جوانان بر زبان رانده بود. آتاتُرک اثر عظیمش را هنگامی که به جوانان تُرک به امانت می‌سپرد با جمله‌ی “نیرویی که بدان محتاج هستی در خون اصیلی است که در رگهایت جاریست” بر زبان جاری ساخت. نگاه صمیمی‌اش به روستایی تُرک نیز مبرهن است. چنانکه می‌گوید “تنها اصیل‌های مملکت روستاییان هستند”، چه خوشبخت است کسی که می‌گوید تُرک هستم.”

استالین: استالین زمانی که در باکو ساکن بوده و مسئول سازماندهی انقلابیون بر علیه تزارها بود روابط نزدیکی با محمدامین رسولزاده داشته است. این روابط به خصوص پس از آنکه رسولزاده دو بار جان استالین را از خطر حتمی نجات داد به اوج خود رسیده بود. این دو شخصیت مخالف تزاریسم علیرغم اینکه دارای روابط نزدیک بوده‌اند اما هیچگاه از منظر ایدئولوژیک نتوانستند نکات مشترک میان خود بیایند. رسولزاده چنانکه در کتاب “خاطراتم با استالین از دوران انقلاب” نیز نگاشته است استالین را دیکتاتوری می‌دانست که به نام پرولتاریا در پی ملی‌گرایی روس بود. وجود رابطه‌ی نزدیک میان استالین و رسولزاده سبب گردید که پس از سقوط جمهوری دموکراتیک آذربایجان به دست ارتش سرخ در سال 1920 میلادی رسولزاده با پای در میانی استالین از اعدام نجات یابد و به مسکو تبعید گردد. استالین در ملاقات خود علت این تصمیم خود را خطاب به رسولزاده چنین بیان می‌کند: “تنها علتی که به دیدار شما آمدم این است که شما دوست قدیمی و مبارز من هستید. از مبارزه‌تان بر علیه تزارها آگاه هستم. در آن روزها اهمیت زیادی برای فعالیتهای انقلابی شما قائل بودم. شما شخصیتی بودید که این انقلاب مطمئناً بدان نیاز داشت. شما فردی نیستید که باید اعدام گردد یا تا آخر عمر در زندان باشد. به نظر من شما باید آزاد باشید.”

سیدحسن تقیزاده: سیدحسن تقی‌زاده که از چهره‌های سرشناس تاریخ معاصر ایران می‌باشد از دوستان نزدیک محمدامین رسولزاده محسوب می‌گردد. این آشنایی به دوران حضور رسولزاده در ایران و هنگامی که سردبیر روزنامه “ایرانِ نو ” بود بازمی‌گردد. سیدحسن تقی‌زاده که از رسولزاده با عنوان گاندی آذربایجان یاد می‌کند علاقه‌ی خود به رسولزاده را با این جملات به رشته‌ی تحریر درآورده است: “بدون اغراق بگویم، رسولزاده از معدود انسانهای فوق العاده در دنیای شرق است که در زندگانی خود دیده‌ام. محمدامین، فردی باادب، مقاوم، دارای منطقی درست، دلی پاک، فردی به تمام معنا راستین، نسبت به افکار خود با اعتماد به نفس و نمونه‌ای از یک انسان فداکار و مبارز است. برخورد با انسانهایی اینچنینی نه تنها در جغرافیایی که ما زندگی می‌کنیم شاید در دنیا نیز ممکن نباشد.”

زکی ولیدی توقان‌: زکی ولیدی توقان‌ از تاریخدانان مشهور دنیای تُرک می-باشد که کتابهایی که وی در زمینه علم تاریخ و تاریخ ترکان نوشته است جز منابع مهم علم تاریخ ترکیه محسوب می‌گردد. از زکی ولیدی توقان‌ به عنوان یکی از پدران علم تاریخ در ترکیه یاد می‌گردد که کتابهایی که به رشته‌ی تحریر درآورده است هنوز جز منابع مهم علم تاریخ محسوب می‌گردد. زکی ولیدی توقان‌ که از ترکان باشقورد می‌باشد نخستین رئیس‌جمهور جمهوری باشقوردستان در روسیه بود که پس از سقوط تزاریسم پای به عرصه‌ی سیاسی روسیه گذارد اما با اشغالگری ارتش سرخ روسیه سرنگون گردید. توقان‌ که بسان رسولزاده حیات پر کشمکش سیاسی داشته است پس از سقوط جمهوری باشقوردستان راهی ترکیه گردید و به مبارزه‌ی فکری خود در ترکیه ادامه داد. وی با این جملات بر اهمیت شخصیتی چون رسولزاده تاکید کرده است: “ما ترکان اسیر در روسیه با اتحاد با یکدیگر پای در انقلاب اکتبر 1917 میلادی روسیه گذاردیم. نماینده‌ی این امر نیز محمدامین رسولزاده گردید. پس از اینکه انقلاب روسیه آغاز گردید برنامه حزب ترکی مساوات آذربایجان برای ما آمد. نامه و برنامه‌ای که محمدامین رسولزاده برای ما ارسال کرده بود بسان بمبی در پترزبورگ به صدا درآمد. اگر حق رای داشتم مطمئناً برای انتخاب شدن رسولزاده در مجلس به وی رای می‌دادم. کسانی که تاکنون بر علیه وی بوده‌اند باید توبه کنند که خدا گناهشان را نخواهد بخشید. آذربایجانیان  پس از مرگ رسولزاده نیز برای زنده‌مان راهش را باید ادامه دهند.”

حمدالله صبحی: حمدالله صبحی در زمانی که رسولزاده در ترکیه زندگی می‌گرد رئیس کانون تُرک بود. وی که سمتهای مهمی در وزارت علوم ترکیه داشته است به عنوان سفیر جمهوری ترکیه در کشور رومانی نیز سابقه‌ی فعالیت بروکراتیک را داشته است. حمدالله صبحی از شخصیت رسولزاده با این جملات یاد کرده است: “مدت زمان مدیدی است که استاد را می‌شناختم. با وی هم در داخل ترکیه و هم در خارج ترکیه همکاری داشته‌ایم. با محمدامین در نشریه‌ی “سرزمین ترک” و “کانون ترک” در آنکارا و در بوکرش کار کردیم. دوست بسیار عزیزم را از دست داده‌ام. اقوام نگون‌بخت تُرک فرزندانی باارزش برای ما فرستادند. اسماعیل قاسپیرالی، علی بگ حسین‌زاده، احمدآغااوغلو، یوسف آقچورا، جعفر سیداحمد، صدری مقصودی و خیلی‌های دیگر، مرحوم محمدامین رسولزاده یکی از اینان بود. برای جوامع تُرک، رؤیاهای آزادی و استقلال که در راه آن جانها فدا گشته است محقق خواهد گشت.”

هیتلر: رسولزاده در سال 1931 میلادی پس از آنکه مجبور گشت ترکیه را ترک نماید راهی برلین شد. در هنگام اقامت رسولزاده در آلمان دولت نازی در ملاقاتهایی که با وی انجام داد پیشنهاد همکاری به رسولزاده نمود. اما رسولزاده که نگاهی مثبت به عملکرد نازیها نداشت این پیشنهادها را قبول نکرد. در نگاه رسولزاده آنچه که هیتلر در آن مقطع در قالب نازیسم در پی آن بود چیزی جز فاشیسم موسولینی و دشمنی با دموکراسی نبود. رسولزاده دشمنی نازیسم و هیتلر را با دموکراسی با این جملات به رشته‌ی تحریر در آورده است: “در نگاه دشمنان داخلی و خارجی هیتلر، هیتلریسم به عنوان دشمن دموکراسی بر اریکه‌ی قدرت تکیه زده است. بسان آنچه که در ایتالیا در حال جریان است از هنگامه‌ای پدیداریش نام این نیز چزی جز دیکتاتوری فاشیسم نیست.”

اوزِیر حاجی بگاف: جایگاه اوزِیر حاجی بگ‌اف در موسیقی آذربایجان جایگاهی است که هنوز استعدادی بسان وی کشف نشده است. آثار هنری که وی قریب به یک قرن پیش آفریده است هنوز جایگاهی ممتاز در موسیقی آذربایجان و دنیای شرق دارد. حاجی بگ‌اف و رسولزاده دوستان دیرینی بودند که در برهه‌ای که سیمای نظم جهانی شاهد دگرگونی‌هایی بنیادن بود بر هویت ملی ترکان جهان و آذربایجان تاکید کردند. روسولزاده در ایام جوانی که در باکو مشغول فعالیت بود لغتنامه روسی-ترکی که از سوی حاجی بگ-اف حاضر شده بود را منتشر نمود. حاجی بگ‌اف به متانتی که رسولزاده هنگام سخنرانی داشت چنین اشاره می‌کند: “محمدامین سخنرانی مشهور بود اما حرکات دست و تغییراتی که در چهره‌ی دیگر سخنرانان مشهور هنگام سخنرانی بروز می‌کند در وی وجود نداشت. وی ویژیگیهای دیگری داشت. هیجانش هنگام سخنرانی که از ته دل بود رفته‌رفته بیشتر می‌شد و مخاطبین این را حس می‌کردند. تاثیرگذار، صمیمی و به همان میزان در باوراندن جدیت هر کلمه‌ای که ایراد می‌کرد موفق بود. پایان هر جمله‌اش با تشویقهای ممتد تایید می‌شد.”

عبدالله باتتال تایماس: عبدالله باتتال تایماس رهبر ترکان قازان در روسیه بود که در کنار فعالیتهای سیاسی در جرگه‌ی اندیشمندان حوزه زبان، تاریخ و فرهنگ تُرکان روسیه محسوب می‌شد. وی نقش عمده‌ای در بیداری تُرکان روسیه به خصوص تُرکان تاتار در دوران روسیه کمونیستی داشت. وی از رسولزاده با این جملات یاد می‌کند: “محمدامین رسولزاده تنها برای آذربایجان یک ارزش محسوب نمی‌شود بلکه وی برای تمامی تُرکان جهان فردی گرانقدر است. وفاتش نیز برای تمامی تُرکان حادثه‌ای تلخ محسوب می‌شود. او در راه آرمانی که بدان باور داشت تمامی هستی‌اش، خانواده‌اش، آرامشش، سلامتی‌اش و در نهایت جانش را فدا کرد. وی ایده‌آلیستی بود که کمتر می‌توان شاهد چنین افرادی گشت. اگرچه وی از این جهان رحل کوچ بربست اما در صفحات تاریخ، در اندیشه‌هایمان و در قلبهایمان تا ابد زنده خواهد بود. محمدامین رسولزاده فردِ جامعه بود. وی یکی از افرادی بود که تلاش داشت شادی را برای این جامعه به ارمغان آورد. مبارزه و ایده‌آل وی فانی نخواهد بود، زنده خواهد ماند، متوقف نخواهد شد و پیشرفت خواهد کرد.”

محمدحسین شهریار: در برهه‌ای که حکومت پهلوی شدیدترین نوع آسیمیلاسیون را در خصوص تُرکان در ایران اجرا می‌کرد و نوشتن به زبان تُرکی گناهی نابخشودنی تلقی می‌گردید شعرهای تُرکی محمدحسین شهریار با استقبال تُرکانی در ایران مواجه شد که مورد هجمه‌ی شدیدترین و غیرانسانی‌ترین تحقیرها در ایران بودند. منظومه‌ی حیدربابا که در این برهه از تاریخ از طبع ادیبانه‌ی شهریار نشات گرفته بود مرزهای تُرکان ایران را درنوردید و طلیعه‌ای بر ادبیات حسرت تُرکان آذربایجان گشت. رسولزاده در نوشتاری با عنوان “حادثه‌ای ادبی” که در شماره 40-41 نشریه‌ی آذربایجان در سال 1955 میلادی منتشر شد از منظومه‌ی حیدربابا و استاد شهریار چنین یاد کرده است: “کتابی که اکنون روی میزم قرار دارد سندی از حادثه‌ای ادبی است. نام اثر “سلام بر حیدربابا” است. این منظومه سورپریزی از رسیدن صدای تبریز به ماست. باور دارم که این اثر هنری اصیل و منظومه‌ای که برخاسته از طبع شاعری باذوق و آگاه به هنر و شعر است با ما همراه خواهد بود. این اثر که به لحاظ موضوعی شعری حقیقی است از لحاظ قالب نیز اثری با ذوقی لطیف است. اثری است که بسان تابلویی برون آمده از دستان نقاش و آراسته گشته با خط یک خوشنویس خویشتن را نمایان می‌کند. این اثری که در دستم است و در هشتاد صفحه بر روی کاغذی مرغوب منتشر شده است نمونه‌ای از یک دسته گل است. از لحاظ موضوعی از سوی یک شاعر آذربایجانی و به لهجه‌ی محلی نگاشته شده است. نام اصلی شاعر که تخلص شهریار را برگزیده است محمدحسین می‌باشد. شهریار در دامنه‌ی کوه حیدربابا در روستای قاراقوشاق که در میان روستای خشگناب و سبزه‌زار قاراچمن در منطقه‌ی تبریز قرار دارد به دنیا آمده است. سیمایی مشهور و دوستداشتنی از شعر معاصر ایران است. برخی از ادیبان وی را سعدی، حافظ و نظامی دوران قلمداد می‌کنند. شهریار که آثار وی با عنوان هنرمند بزرگ در نشریه‌ی “گلهای رنگارنگ” ایران به چاپ می‌رسد، تنها هنرمندی بزرگ در ایران نیست بلکه مدال افتخاری برای دنیای شرق دیده می‌شود. این شاعر که آثارش را به زبان فارسی می‌نوشت این اثر خود با نام حیدربابا را به ترکی آذربایجانی نگاشته است.”

بابک شاهد- کارشناس مرکز مطالعاتی تبریز

این متن را به اشتراک بگذارید

همچنین بررسی کنید

چرا خبرگزاری فارس اقدام به راه‌اندازی کمپین درخواست برای تاسیس شبکه سراسری ترکی در ایران نموده است؟- بابک شاهد

خبرگزاری فارس که نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران می‌باشد با انتشار این مطلب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *