خانه / اسلایدر اصلی / چادر سیاه سیستم آموزشی ایران بر سر ملیت های غیر فارس-ابراهیم رمضانی

چادر سیاه سیستم آموزشی ایران بر سر ملیت های غیر فارس-ابراهیم رمضانی

تحصیل به زبان مادری در ایران مسئله ای است که سالیان سال از سوی ملیت های غیر فارس و کارشناسان مسائل آموزشی به صورت مکرر مطرح می شود. در کنار این موضوع نگاه امنیتی به این مسئله از سوی دولت بدون توجه به اینکه موضوع مسئله کودکان و دانشجویان می باشند قضیه را وخیم تر می کند. در کل در ایران دسترسی به امکان تحصیل و طور خاص نبود امکانات مادی کافی و یا نبود امکانات جامع تحصیلی از سوی دولت و یا سیستم آموزشی مرکز محور بسیاری از دانش آموزان را در شرایط سختی می اندازد. حال علاوه بر این مشکلات ذکر شده مشکل اقلیت بودن (بیرون حاکمیت) را هم اگر به این مشکلات اضافه کنیم مسئله حادتر می شود. بیش از نیمی از جمعیت ایران را ملیت های غیر فارس تشکیل می دهند و تمرکز در آموزش بر روی زبان فارسی علاوه بر پایین آمدن سطح یادگیری کودکان غیر فارس پیامدهای اجتماعی گوناگونی را نیز به همراه دارد. با توجه به اینکه هر ملیتی وجه تمایز خود با ملیتهای دیگر را در عوامل فرهنگی و بخصوص زبانی می داند، تاکید بیش از اندازه رژیم ایران به آموزش زبان فارسی و عدم آموزش زبانهای غیر فارسی پیامدهای منفی گسترده ای را هم به ملیت های غیر فارس و در کل به ایران وارد می کند.

اهمیت تحصیل به زبان مادری

از آنجا که آموزش به زبان مادری از ابتدایی ترین حقوق هر ملتی است لذا صدور مجوز رسمی برای آموزش رسمی آن در نظام آموزشی علاوه بر پیشرفت تحصیلی کودکان احساس محرومیت و تبعیض در بین ملیت ها نیز را کاهش می دهد .

برای تشخیص تفاوت زبان مادری با زبان دوم گفتنی است که زبان مادری یا اولیه، زبانی است که فرد با آن هویت می یابد و آن را متعلق به خود میداند. زبانی که مهمترین نقش را در روابط شخصی او ایفا می کند و فرد برای تفکر و تخیلات خویش از آن استفاده می کند. بدین لحاظ که اولین مفاهیم با این زبان در ذهن او شکل می گیرد (محمودی، 1396) و تاثیر گسترده ای در آینده تحصیلی و اجتماعی فرد دارد.

تحقیقات وسیعی که طی سه دهه گذشته در باره کودکان دوزبانه انجام پذیرفته است نشان می دهد که آموزش به زبان مادری نقش مهمی را در پیشرفت تحصیلی-علمی زبان دوم ایفا می نماید. کودکانی که زبان اول (مادری) خود را حفظ نموده و مفاهیم و دانش اطلاعاتی را درآن کسب نمایند، احتمال افزایش کفایت و توانش در زبان دوم بیشتر خواهد بود (عارفی، 1388).

از نظر هامر كودكی كه زبان مادری را در یك فرایند تدریجی و در ارتباط مستقیم با محیط اطراف خود فرا گرفته است در ابتدا زبان برای او دارای كاركرد عاطفی و ارتباطی است، سپس از آن برای توسعه شناختی استفاده می‌كند به نظر هامر وقتی كودك با داشتن یك دانش ناقص از زبان دوم وارد مدرسه می‌شود به جای استفاده از كاركردهای عاطفی و اجتماعی زبان، از كاركردهای شناختی آن استفاده می‌كند و در توسعه زبانی او خدشه وارد می‌شود. چون زبان دوم با تجارب قبلی كودك مرتبط نیست و از طرفی زبان دوم را فقط در كاركرد شناختی آن استفاده می‌كند، در نتیجه بسط زبانی كه تبلور خلاقیت است، رشد نمی‌یابد. از نظر اجتماعی آموزش به زبان مادری سبب جذب بهتر و راحت‌تر كودك در محیط می‌شود و به عنوان یك عنصر اصلی فرهنگی، او را در ارتباط با گذشته فرهنگی خود قرار می‌دهد (خانزاده، 1371).

در تحقیقی که با عنوان “پیامدهای اجتماعی آموزش دو زبانه” صورت گرفته است (زایرکعبه، 1390)، چهار پیامد اجتماعی برای پروژه آموزش رسمی زبانهای ملیت ها در ایران شناسایی شده که عبارت بودند از: ایجاد هویت و وحدت؛ رعایت حقوق بشری و شهروندی؛ حفظ میراثهای فرهنگی؛ وسیله ای برای مقابله با جهانی شدن فرهنگ. به این معنی که با بهره مندی ملیت ها از حق آموزش رسمی به زبان مادری خود اولا وحدت اختیاری نه اجباری در بین ملیت ها ایجاد می شود؛ ثانیا ملیت ها از حقوق بشری و شهروندی خود بهره مند می شوند؛ ثالثا فرهنگ و زبان ملیت ها به عنوان ذخایر و سرمایه های ملی حفاظت می گردد؛ رابعا فرهنگ و زبان ملیت ها وسیله ای در برابر هجمه پروژه جهانی شدن فرهنگ و زبان جوامع قدرتمند می شود. در مورد مثبت یا منفی بودن پیامدهای اجتماعی آموزش دوزبانه ها نیز باید گفت با توجه به توضیحاتی که درباره پیامدهای اجتماعی مذکور ارایه شد، آن پیامدها نه تنها منفی و مخرب نبوده بلکه مثبت و سازنده می باشند.

باید توجه داشت که فرصت آموزش به زبان مادری از حقوق اولیه تمامی ملیت ها می باشد. چون که برای حفظ ارزشهای فرهنگی و زبانی برای آموزش نسل های بعدی با تحصیل زبان مادری باز تولید و ممکن می گردد.

بی توجهی به آموزش به زبان مادری از سوی مسئولین و قولهایی که عملی نشد

با وجود ادعای فرصت های تحصیلی برابر از سوی جمهوری اسلامی ایران بر اساس آمار ارائه شده میزان با سوادی در ایران نزدیک به 85 درصد می باشد (مرکز آمار) که در این بین چهار استان ترک نشین آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل و زنجان درصد پایین تری از میانگین کل کشور را دارا می باشند.

با اینکه در قانون اساسی به آموزش زبان اقوام و اقلیت ها اشاره می شود ولی نه تنها در مدارس دولتی بلکه در کلاسهای خصوصی هم آموزش زبان غیر فارسی ممنوع بوده و یا با مشکلات زیادی از جمله امنیتی جلوه دادن قضایا از سوی دولت روبرو می شوند. معمولا در بیشتر کشورها دولت مسئول اصلی آموزش پایه می باشد. در ایران دولت هیچ تلاشی در این زمینه ندارد و برگزارکنندگان کلاسهای خصوصی هم از طرف گروههای اطلاعاتی امنیتی انگ تجزیه طلب و جاسوس خورده و زندانی می شوند. با این حال کودکانی که در مناطق غیر فارس به صورت اندک و یا هیچ اطلاعی از زبان فارسی ندارند به صورت مجبوری به زبانی متفاوت از زبان مادریشان آموزش می بینند و این نوع آموزش هم در درک و فهم مطالب و هم در آینده تحصیلی کودکان تاثیر منفی به بار می آورد. از نتایج این نوع آموزش می توان به این اشاره کرد که بسیاری از جوانان مناطق غیر فارس تا دوره آخر دبیرستان قادر به خواندن و نوشتن به زبان مادری خود نمی باشد و در تمامی مناسبات رسمی مجبور به استفاده از زبان فارسی هستند. علاوه بر این غیر فارسهایی که فارسی را با لهجه صحبت می کنند آماج تحقیر و توهین در جامعه قرار می گیرند.

حسن روحانی در انتخابات سال 92 در سفرهای خود به استانهای ترک نشین تضمین کرد اگر رئیس جمهور شود، تحصیل اقلیت‌های قومی (بخوانید ملیت های غیر فارس) در ایران به زبان‌های مادری خود را ممکن می‌کند. حتی علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش وقت ۱۱ مهر ۱۳۹۲ اعلام کرد که “تدریس زبان قومیت‌ها در مدارس در اولویت” برنامه​های او قرار دارد. فانی از طرح خود برای عملی کردن وعده رئیس جمهور صحبت کرد اما طرح او با موجی از مخالفت​ها در بدنه حاکمیت روبرو و نهایتا به فراموشی سپرده شد.

روحانی در بیانیه شماره 3 خود که مربوط به حقوق اقوام، ادیان و مذاهب است اشاره می کند؛ «اکنون که انتخابات سرنوشت‌ساز ریاست جمهوری یازدهم این فرصت تاریخی را فراهم کرده است، اینجانب متعهد و مصمم هستم درصورت استقرار دولت تدبیر و امید، اجرای اصول ده گانه که از فصل حقوق ملت درقانون اساسی است را در حق اقوام و مذاهب ایرانی به اجرا درآورم تا شاهد ایرانی آزاد و آباد با مشارکت همه ایرانیان باشیم.» بند چهار این بیانیه مربوط به آموزش به زبان مادری است.

در آخرین این تحولات، ماده ۱۰۱ منشور حقوق شهروندی نیز که در آخرین ماه‌های دولت یازدهم، از آن رونمایی شد، تاکید دارد: «شهروندان از حق یادگیری و استفاده و تدریس زبان و گویش محلی خود برخوردارند».

اوایل زمستان ۱۳۹۵ خبر رسید کتاب «آنادیلی: آلتى ايلليك ابتدايى مدرسه لر اوچون» در زنجان با همکاری اداره‌ی کل آموزش و پرورش استان تدوین و منتشر شده، اما به فاصله‌ی کوتاهی بعد از انتشار این خبر، آموزش و پرورش زنجان اعلام کرد نقشی در تدوین و تالیف کتاب نداشته است.

با توجه به تمامی این وعده ها که اوایل انقلاب هم در ماده 15 قانون اساسی به صورت گنگ به آن اشاره گردیده است می توان نتیجه گرفت که مسئولین جمهوری اسلامی در بهترین و محیاترین شرایط زبانهای غیر فارسی را زبان خانه و محله می دانند تا مدرسه.

«تدریس به زبان مادری» یا «تدریس زبان مادری»

 به رغم شباهت، دو مفهوم متفاوت از هم هستند که می‌توانند دو خواسته مستقل ملیت های غیر فارس در ایران باشند. دو خواسته‌ای که هر دو وعده‌ی انتخاباتی بوده‌اند. اشاره مسئولین هم به ماده 15 قانون اساسی تدریس زبان مادری می باشد نه تدریس به زبان مادری.

تدریس به زبان مادری یعنی کودک هم در خانه و هم در مدرسه از همان دوران ابتدایی به زبان مادری خود تحصیل می کند ولی تحصیل زبان مادری یعنی کودکان و یا دانشجویان در کنار زبان فارسی هفته ای یکی دو ساعت (تا به حال در مدارس ایران انحام نگرفته) به زبان مادری خود نیز آموزش می بینند.

اخیرا ویدئویی در فضای مجازی منتشر شده است که آقای خامنه ای در دیدار با خانواده شهیدی درباره نقاشی نوه 5 ساله این شهید می پرسد و  پس از اینکه جمله‌ای (تورکی یا فارس؟) را از کودک می پرسد، مادر کودک (پارسا) توضیح می‌دهد که ترکی را متوجه می‌شود اما فارسی حرف می‌زند. آقای خامنه ای خطاب به مادر پارسا می گوید ترکی را (در خانه) صحبت کنید، فارسی را در مدرسه و کوچه یاد می‌گیرند، ترکی یادش بدهید تا ترکی بلد شود و در کنار فارسی می‌شود دو زبانه.

با توجه به این ویدئو میتوان گفت که بیشتر انسانها با توجه به کارکرد یک زبان در پی یادگیری آن زبان بر می آیند. امروزه اکثر خانواده های غیر فارس قبل از دوران تحصیل کودک در پی یاد دهی زبان فارسی به کودکانشان هستند و دلیل این کار را عقب نماندن کودک از سایر هم کلاسیها عنوان می کنند و خانواده ها علاقه ای به یاد دهی زبانی که فقط در خانه کاربرد دارد نشان نمی دهند. مهم یاگیری زبان در خانه نیست مهم آموزش زبان در مدرسه و رساندن زبان به جایگاهی است که دارای کارکرد مثبت در جامعه باشد. البته آقای خامنه ای خود به تمامی این مطالب واقف هستند. خود ایشان سالهای متمادی است که از اجرا کنندگان سیاست تک زبانی و از پرچم داران به عزت رساندن زبان فارسی بوده اند. صد البته منظور آقای خامنه ای در یاد دهی زبان ترکی به کودک از اهمیت دادن وی به زبان ترکی نیست چون اگر وی به اهمیت و یادگیری زبان ترکی در جامعه همت می گماردند دستور تدریس این زبان در مدارس را می دادند.

پیامدهای منفی آموزش زبان فارسی برای کودکان ملیت های غیر فارس

امروزه مهمترین مبحث ملیت های غیر فارس در ایران حق تحصیل به زبان مادریست. حق تحصیل در میان حقوق فرهنگی از مهمترین حقوق انسانها می باشد. طبق موازین کمیته حقوق بشر در سال 1994 ماده 27 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (امینی)، اعلام داشته كه حق داشتن فرهنگ، زبان و مذهب فقط مربوط به اقلیتهای شناخته شده و تثبیت شده نیست، بلكه افراد متعلق به گروههایی كه كارگران مهاجر را تشكیل می دهند نیز شامل می شود.

در ایران آماری که نشان دهنده جمعیت ملیت های گوناگون باشد وجود ندارد ولی به هر حال آنچه که مهم هست وجود ملیت های مختلف غیر فارس در ایران هست که از تحصیل به زبان مادری خود محروم هستند. کودکان غیر فارس که در شش سالگی به مدرسه می روند تمامی پدیده های پیرامون خود را با توجه به زبان مادری خود شناخته و در ذهن دارند. تحصیل به زبانی غیر از زبان مادری این کودکان را دچار سردرگمی می کند و این کودکان زبان آموزشی را به راحتی متوجه نمی شوند. تفاوتهای ساختاری زبانهای ترکی و عربی با زبان فارسی موجب می شود این کودکان در نظام آموزشی در یادگیری دچار اختلال و بد فهی شوند و طبیعتا این مسائل اعتماد به نفس کودک را از بین می برد.

هرچند تمامی برنامه های تلویزیونی در ایران حتی برنامه های کودک شبکه های استانی فارسی است ولی تسلط این کودکان به این زبانها به یک اندازه نیست. حال بچه های روستایی که دسترسی به تلویزیون ندارند در مدارس بیشتر دچار سردرگمی شده و در بسیاری از مواقع به ترک تحصیل این کودکان در همان مقطع ابتدایی منجر می شود.

در تحقیقی (ویسی تبار، 1384) که با عنوان “تاثیرعدم توجه برنامه‌ی درسی به زبان مادری بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دوزبانه مقطع ابتدایی شهرستان مریوان و ارائه یك الگوی مناسب زبان‌آموزی” صورت گرفته است به پیامدهای منفی آموزش به زبان غیر از زبان مادری اشاره می کند. این تحقیق که از طریق مطالعه میدانی صورت گرفته است به نتایجی که در زیر آورده شده است اشاره دارد؛

  • افت تحصیلی در سنین پایین به دلیل تاکید برنامه‌ی درسی بر جنبه‌های کتبی و نوشتاری زبان دوم و عدم توازن میان جنبه های شفاهی زبان مادری (خانه) و جنبه های کتبی زبان دوم (مدرسه‌ای) می‌باشد.
  • روند منفی دوزبانه شدن در سنین پایین منجر به افت تحصیلی در سنین و سطوح بالای تحصیلی افراد خواهد شد و آن به دلیل بکارگیری توانایی‌های زبانی برای درک مطلب خوانده شده در این سطوح می‌باشد. در حالیکه فرد هنوز به این مهم در زبان دوم دست نیافته است.
  • روند فعلی آموزش زبان دوم موجب می‌شود کودک دوزبان و گاهی سه و یا چهار زبان (مادری، دوم، سوم، چهارم) را در دوران تحصیل، بصورت ناقص یاد بگیرد.
  • در روند کنونی چون آموزش زبان دوم ‌در مناطق دوزبانه بصورت ترجمه‌ای و مکانیکی و شرطی است، توانایی تفکر خلاق و نمود آن یعنی خلاقیت زبانی را از فرد می‌گیرد.

روند یادگیری و نبود امکانات در استاانهای غیر فارس برای نمونه منجر به این می شود که؛ در سال 1380 از هر 10 هزار ترک ساکن آذربایجان 67 نفر مجوز ورود به دانشگاه را به دست آورده اند و این آمار در استانهای فارس نشین از هر 10 هزار نفر 130 نفر می باشد (مبین، 1380)، یعنی در مناطق فارس نشین امکان ورود به دانشگاه تقریبا دو برابر مناطق ترک نشین می باشد. از عمده ترین دلایل این مورد میتوان به نبود امکانات و فرصتهای آموزشی برابر، وضع اقتصادی نابرابر و آموزش به زبان غیر مادری اشاره کرد که از نتایج این امر هم میتوان به کمبود میزان دانش افراد، آینده شغلی نا مناسب و متزلزل و عدم توسعه اجتماعی اشاره کرد.

در ماههای اخیر وزیر آموزش و پرورش دولت آقای بطحایی با اعلام اینکه فارسی خط قرمز ماست بر لزوم آموزش همه جانبه زبان فارسی در مدارس تاکید می ورزد. به نظر وزیر “معلم در مدرسه به جز زبان فارسی حق صحبت کردن به زبان دیگر را ندارد. به گفته وزیر خود وی بارها شاهد صحبت کردن معلمان به زبان محلی با دانش آموزان بوده که این غلط است. دانش آموزان در خانه و محله خود به زبان محلی اشان حرف می زنند” و این از نظر وزیر کافی است.

صحبت های وزیری که رئیسش در دوران انتخابات بر آموزش زبان مادری تاکید داشت از سیاست های دوغین جمهوی اسلامی درباره زبان ملیت های غیر فارس نشات میگیرد. بعد از انقلاب اسلامی قانون اساسی بر پایه احترام به اقوام با بندهایی از جمله آموزش به زبان مادری و وظیفه دولت در تامین امکانات آموزشی در تمام نقاط ایران نوشته شد. بعد از گذشت نزدیک به 40 سال از انقلاب اسلامی دولت نه تنها برای آموزش زبان ملیت های غیر فارس گامی بر نداشته بلکه در این راه سیاست نژادپرستانه و سرکوبگر نسبت به آنان داشته. علاوه بر این حتی در تامین نیازها و امکانات برابر آموزشی به زبان فارسی هم رفتار تبعیض آمیز در پیش گرفته. با نگاهی به آمارهای با سوادی در کشور مناطق غیر فارس از جمله، آذربایجان، سیستان بلوچستان و کردستان میزان کمترین با سوادی را دارا می باشند.

آذربایجان و مخصوصا تبریز به عنوان شهر اولین ها شناخته می شود. بسیاری از اولین ها در تاریخ ایران از چاپخانه، کتابخانه تا سینما گرفته و بسیاری از حرکات نوین اجتماعی از تبریز شروع شده و به دیگر مناطق ایران گسترش یافته. در سرشماری سال 90 میزان با سوادی در آذربایجان شرقی از میانگین کل کشور پایین می باشد و در میان 31 استان دارای رتبه 21 می باشد. چهار استان بزرگ غالبا ترک نشین زنجان، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل به ترتیب دارای درصد باسوادی (مرکز آمار ایران: 1390)، 82.4، 82.1، 78.8 و 80.8 می باشند که این میزان از میانگین با سوادی کل کشور هم پایین می باشد. ولی این میزان برای پنج استان بزرگ فارنشین تهران، البرز، سمنان، اصفهان و یزد به ترتیب 90.5، 90.2، 88.4، 87.8 و 87.8 می باشد که این استانها در رده اول تا پنجم میزان با سوادی می باشند.

نتیجه گیری

اهمیت زبان در شکل گیری هویت افراد بسیار مهم و اساسی می باشد و طبیعتا افزایش تسلط بر زبان نیز از طریق آموزش امکان پذیر می شود. با توجه به نقش زبان در کل و مخصوصا زبان مادری در شکل دهی به هویت فرد آموزش زبانی به غیر از زبان مادری به کودکان می تواند نتایج منفی به بار بیاورد که افت تحصیلی، عدم رشد خلاقیت و اضطراب اجتماعی نمونه هایی از این قبیل هستند. به گفته  ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی “170 هزار کودک در سال تحصیلی 93-94 از تحصیل در مقطع ابتدایی بازمانده اند و تعداد زیادی از مردودی‌ها را کودکان غیر فارس تشکیل می‌دهند“. یادگیری زبان فارسی و خواندن و نوشتن این زبان برای کودکانی که تا شش سالگی فارسی صحبت نکرده و دایره واژگان فارسی اشان نزدیک به صفر هست طبیعتا مردودی و به طبع آن مشکلات روانی زیادی برای کودکان به بار می آورد.

منابع

امینی، بهنام (1391)، تبعیض قومی، همسان سازی و توسعه مرکز گرا در ایران، رادیو زمانه.

خانزاده، علی (۱۳۷۱)، دوزبانگی و خلاقیت زبانی، مجموعه مقالات سمینار بررسی ابعاد دوزبانگی.

زایر کعبه، رحیم (1390)، پیامدهای اجتماعی آموزش دو زبانه، مندرج در مقالات اولین همایش ملی دوزبانگی و آموزش (چالشها، چشم اندازها و راهکارها)، ناشر پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش.

عارفی، مرضیه (1388)، همایش ملی دوزبانگی و آموزش: چالش ها، چشم اندازها و راهکارها.

محمودی، کمال (1396) تحلیل چالش دوزبانگی و تحصیل دانش آموزان. سایت خبری تحلیلی تابناک.

ویسی تبار، سلام (1384)، تاثیرعدم توجه برنامه‌ی درسی به زبان مادری بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دوزبانه مقطع ابتدایی شهرستان مریوان و ارائه یك الگوی مناسب زبان‌آموزی، نشریه زریبار سال نهم پاییز و زمستان 1384 شماره 58 و 59.

هفته نامه مبین؛ (1380)، تعداد دانشجویان پذیرفته شده مابین استانهای ترک نشین و فارس نشین.

ابراهیم رمضانی-کارشناس مرکز مطالعاتی تبریز

این متن را به اشتراک بگذارید

همچنین بررسی کنید

پراکندگی جغرافیایی ترکان در ایران- بابک شاهد

مقدمه خوانش عرصه‌ی منازعات سیاسی حاکم بر فضای سیاسی ایران بیانگر این است که ایران …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *