آخرین نوشته ها
خانه / اسلایدر اصلی / دیپلماسی موشکی یا موشکهای دیپلماتیک- ماناس چاملی

دیپلماسی موشکی یا موشکهای دیپلماتیک- ماناس چاملی

(سامانه موشکی جمهوری اسلامی ابزاری ابزاری مهم در سیاست خارجی)

بیشک یکی از موارد عمده دوگانه اختلاف در عدم تداوم توافق موسوم به برجام که از طرف ایالات متحده آمریکا مطرح گشت تلاش مستمر در جهت توسعه سامانه موشکی دوربرد بالیستیک از سوی جمهوری اسلامی ایران میباشد. دونالد ترامپ به صراحت از خطرات جدی این نوع توسعه تسلیحاتی در آینده‌ایی نزدیک توسط رژیم ایران سخن گفت و برجام را از این منظر توافقی ناقص و ناکارآمد و حتی وحشتناک عنوان نمود. این در حالیست که پیش از این تاریخ و در دوره دولت باراک اوباما دولت اسرائیل بارها و به دفعات از برنامه موشکی ایران به عنوان تهدیدی جدی در منطقه  و جهان یاد کرده بود.

طرح تسلیح ارتش ایران به سامانه موشکی نه در دوره جمهوری اسلامی ایران بلکه در دوره پیش از انقلاب اسلامی ایران(1979) و در دوره پهلوی در سالهای 1977 به توسط اسرائیل در ایران شروع گشت، مذاکرات مربوط به این طرح در قالب تاسیس مرکزی جهت تولید و آزمایش سیستمهای موشکی(برد کوتاه و در مراحل بعدی متوسط) در منطقه‌ایی در جنوب ایران پیش بینی گشته بود که البته با وقوع انقلاب این طرح ملغی گشت.

اما برنامه تجهیز نیروهای مسلح به خصوص سپاه پاسداران به سیستم موشکی در دوره جنگ ایران و عراق همانگونه که در سطور بعدی بدان اشاره خواهد گشت از طرف جمهوری اسلامی ایران از سر گرفته شد و تا به اکنون ادامه یافته و ابعاد بسیار جدید و پیچیده‌ایی را مخصوصا در سیاست خارجی ایران در برگرفته است. به نظر نگارنده بدون درک این ابعاد و رابطه عمیق توسعه سیستم موشکی با تکنولوژی ساخت سلاحهای هسته‌ایی، نوع و نقش فزاینده این نوع از تکنولوژیهای جدید تسلیحاتی در موازنه قدرتهای بین‌الملل و روابط بین دول و دیپلماسی موجود مابین طرفهای با پتانسیل درگیری و متخاصم، اهمیت موضوع آنگونه که بایست درک نخواهد گشت.

به خصوص عدم وجود اطلاع کافی از ماهیت برخی تکنولوژیهای تسلیحاتی مانند موشکهای بالستیک دوربرد قاره‌پیما  که مورد توجه و به خصوص حساسیت بین‌المللی در جهان میباشد مانعی جدی پیش‌راه درک و قضاوت در مورد ایران میباشد.

سیستمهای موشکی بالستیک موجود در جهان از جهت میزان برد و پیمایش مسافت به سه دسته کلی تقسیم میگردند. اما تقسیم بندی مورد نظر بیانگر تنها تفاوت از لحاظ میزان برد بین سه دسته مورد نظر نمیباشد. همانگونه که اشاره خواهد گشت دسته سوم موشکهای بالستیک اساسا از لحاظ تکنولوژیکی و استراتژیکی دارای تفاوتهای بنیادین با دو دو نوع دیگر میباشند.

دسته اول موشکهای بالستیک به موشکهای برد کوتاه موسومند. این نوع از سیستمهای موشکی دارای بردی کمتر از یکهزار کیلومتر میباشند. میتوان گفت این نوع از سیستمهای موشکی که دارای بردی مابین یکصد کیلومتر تا یکهزار کیلومتر را دارند تقریبا در انوانتر تسلیحاتی تمامی کشورها به میزان بسیاری با انواع مختلفی وجود دارد. موشکهای اسکندر روسیه مثالی بارز از این نوع موشکها میباشد. به میزان قابل توجهی از موشکهای با برد کوتاه، چه به صورت وارداتی و چه به صورت مونتاژ و ساخت داخل در انوانتر نیروهای مسلح رژیم جمهوری اسلامی موجود میباشد که در سطور بعدی بدان خواهم پرداخت.

نوع دوم از این دست سیستمهای تسلیحاتی، موشکهای بالستیک برد متوسط میباشد. میزان برد این نوع از موشکها بین یکهزار کیلومتر تا پنج هزار و پانصد کیلومتر میباشد. این نوع از موشکهای بالستیک که دارای انواع مختلفی با بردها و کاربردهای مختلف میباشد همچنین دارای قابلیت حمل انواع کلاهک نیز میباشد اما به دلیل پرواز در سطحی زیر اتمسفر زمین قابلیت شناسایی و ردگیری شدن توسط سیستمهای راداری و انهدام را دارد و عملا کاربردی تاکتیکی داشته و بیشر جهت جنگ روانی مورد استفاده کشورهای مختلف قرار میگیرد. نوع استفاده کشورهای مختلف نیز از این نوع سیستمهای موشکی متفاوت میباشد. در حالیکه کشورهایی مانند پاکستان، هندوستان، اسرائیل، ایران و کره شمالی که دارای میزان بسیار زیادی از این نوع موشکها بوده و تنها به شکل کلاسیک آن یعنی به صورت سکوهای پرتاب زمینی طراحی گشته، دو کشور ایالات متحده آمریکا و روسیه تنها جهت پرتاب از زیردریایی‌ها از این نوع موشکها استفاده مینمایند. سری موشکهای میان برد جریکو مورد استفاده اسرائیل و شهاب ایران نمونه های شناخته شده سیستمهای موشکی بالستیک میان برد میباشند.

بدون هیچگونه شکی سیستمهای موشکی بالستیک دور برد که به موشکهای قاره پیما نیز مشهورند از جمله معدود تسلیحات موجود بسیار خطرناک در جهان میباشد. به نظر اکثریت قاطع کارشناسان جنگ عواقب احتمال استفاده از این نوع موشکهای بالستیک غیرقابل تصور میباشد. بدین دلیل نیز حساسیت بسیار شدیدی جهت کنترل همه‌جانبه و جدی از سوی جامعه جهانی به احتمال دستیابی کشورها مخصوصا ایران وجود دارد. به صورت رسمی سه کشور در جهان به این نوع از تسلیحات دسترسی دارند؛ این سه کشور عبارت است از ایالات متحده امریکا، جمهوری خلق چین و روسیه. دلیل حساسیت جامعه جهانی در این خصوص دقیقا مربوط به ویژگیهای تکنیکی بسیار مخرب و عدم مقابله با آن میباشد. موشکهای بالستیک قاره پیما دارای تفاوتهای اساسی در دینامیزمهای پروازی و نوع حمله به اهداف از پیش تعیین شده‌اش با دیگر تسلیحات میباشد. سیستمهای موشکی بالستیک قاره‌پیما به دلیل قابلیت پروازی بیرون از اتمسفر کره‌زمین و در ارتفاعی مابین یکصد الی چهارصد کیلومتر از سطح زمین و در فضا، بیرون از محدوده ردیابی هر نوع سیستم راداری و ره‌گیری، به هیچ وجه بوسیله هیچ نوع سیستم دفاعی موجود در جهان به دلایل تکنیکی که اشاره خواهد گشت قابل انهدام و مقابله نمیباشد.

این نوع موشکها پس از شلیک از سکوی پرتاب به صورتی عمودی پرواز نموده و از جو زمین خارج شده و بیرون از اتمسفر زمین در ارتفاعی بسیار زیاد در فضا جای میگیرد. پس از خروج از جو زمین و بیرون از اتمسفر و خارج از محدوده سیستمهای ره‌گیری و راداری، بخش تحتانی این نوع موشکها جدا گشته و کلاهک یا کلاهک‌های آن به سوی اهداف ادامه مسیر می‌دهند. کلاهکهای مزبور هسته‌ایی، بیولوژیکی و یا شیمیایی بوده و دارای سیستمهای پیشرفته کامپیوتری مستقل داخلی میباشد که در درون خود کلاهک تعبیه گشته‌اند. به دلیل اینکه بیرون از اتمسفر و خارج از محدوده راداری میباشند همچنین امکان مسیریابی عادی نیز وجود نخواهد داشت. سیستم مسیریابی کلاهکهای موشکهای بالستیک قاره‌پیما کاملا متفاوت بوده و بوسیله مسیریابی با استفاده از جایگیری ستارگان در فضا طراحی گشته است. کلاهک با استفاده از چنین سیستم مسیریابی در فضا اقدام به تعیین اهداف از پیش تعیین گشته نموده و بیرون از اتمسفر، همچنین با استفاده از قوه جاذبه زمین با سرعتهایی بسیار بالا و غیر قابل باور به سوی اهداف خویش پرتاب میگردند. کلاهکها با حجمی در حدود 2 یا سه متر مکعب و یا کمی بزرگتر با سرعتی مابین سی الی چهل هزار کیلومتر در ساعت به سوی هدف خویش بروی سطح زمین پرتاب می‌گردد، و این پرتاب در زمانی در حدود یک الی دو دقیقه انجام میشود. دقیقا به دلیل حجم بسیار کوچک کلاهک و سرعت بسیار زیاد فرود آن بر روی هدف، هیچگونه امکان ردگیری و انهدام از سوی سیستمهای ضد موشکی و دفاعی وجود ندارد. انهدام این نوع موشکهای بالستیک قاره پیما پس از مرحله ترمینال یعنی مرحله جدا شدن بخش تحتانی از کلاهک در بیرون از اتمسفر عملا غیرممکن میباشد، اما در دوره جنگ سرد سیستمهای دفاعی که قبل از مرحله ترمینال و حتی قبل از شلیک و پرتاب موشک، به صورت شناسایی و انهدام سکوی پرتابی عمل مینمود طرح ریزی گشته بود؛ دقیقا به همین دلیل سکوهای متحرک در دوره جنگ سرد مخصوصا از طرف روسیه به صورت کامیونها، تریلیها و واگنهای متحرک قطار با رعایت اصول اختفا و استتار ایجاد گشت تا در موقعیتهای اضطراری قادر به شلیک باشند. نکته تکنیکی بسیار مهم در مورد موشکهای بالستیک دوربرد، قابلیت حمل بیش از یک کلاهک(تا بیست کلاهک) از نوع هسته‌ایی، شیمیایی و بیولوژیکی بوسیله یک موشک با اهداف متفاوت میباشد.

لازم به ذکر است کشورهایی که در حال حاضر به صورت رسمی دارای موشکهای بالستیک قاره پیما میباشند و معاهدات پیشگیرانه مربوط به آن را قبول نموده‌اند از سه کشور در جهان تجاوز نمیکند. ایالات متحده آمریکا، روسیه و چین دارای موشکهای نسل جدید با قابلیتهای تخریبی مهیب میباشند.

همانگونه که در بخش آغازین نوشتار نیز به صورت اجمالی اشاره گشت برنامه تجهیز موشکی ایران از قبل از تاسیس جمهوری اسلامی آغاز گشته بود که با وقوع انقلاب 1979 و قطع ارتباط با اسرائیل این پروژه نیز به حال تعلیق درآمد. با وقوع درگیری نظامی بین عراق و ایران، سران جمهوری اسلامی در حدود سالهای 1984-85 با خرید اولین سری از موشکهای اسکات با برد کوتاه از لیبی اولین قدمهای تاسیس سیستم موشکی را برداشت. اما اولین قراردادهای رسمی بین المللی که جمهوری اسلامی ایران مبنی بر واردات تکنولوژی موشکی منعقد نمود، با کشورهای چین و کره‌شمالی در سالهای 1987-88 میباشد. این قراردادها را میتوان اولین قدمهای جدی جمهوری اسلامی جهت مونتاز و ساخت انواع موشکهای بالستیک البته از نوع برد کوتاه و متوسط دانست. همچنین در سال 1989 موشکهای برد کوتاه یکصد و پنجاه کیلومتری سی‌اس‌اس-8 با سوخت جامد را به مقدار زیاد از چین خریداری نمود. این موشکها در ایران به تندر 69 معروف میباشد.

اما بیشک قرارداد ده ساله 1990 ایران با چین مبنی بر تفاهم و همکاری و تبادل تکنولوژیهای نظامی گامی مهم در توسعه سیستم موشکی ایران محسوب میگردد. در عین حال همکاری نزدیک نظامی و استراتژیک ایران با کره شمالی منجر به خرید انواع موشکهای اسکات هاوسنگ 5، اسکات جی، هاوسنگ 6 و اسکات جی از طرف ایران گشت. به درستی میتوان اذعان داشت برنامه تولید سیستمهای موشکی توسط ایران بر پایه مهندسی معکوس استوار گشته است. چنانچه دو نوع موشک اخیر  از سالهای 1994 با نامهای شهاب 1 و 2 در ایران تولید و آزمایش گشت. سری موشکهای زلزال نیز با استفاده از مهندسی معکوس و تقلید مستقیم از موشکهای Frog 7  ساخت شوروی سابق ساخته شد. موشکهای زلزال با استفاده از سوخت جامد و با برد 150 الی 200 کیلومتر، مهمترین موشکهای تاکتیکی برد کوتاد سیستم موشکی ایران محسوب میگردد.

بیشک مهمترین سری موشکهای بالستیک برد متوسط تولید ایران، موشکهای سری شهاب میباشد. پس از تولید سری 1 و 2 شهاب، سری شهاب 3 با تقلید و مهندسی معکوس از موشک نودونگ 1 ساخت کره شمالی با برد 1300 کیلومتر ساخته شد و در سال 1998 برای اولین بار توسط جمهوری اسلامی ایران آزمایش گشت. از پی آن نیز سری جدید این نوع موشک با نامهای شهاب 3ب و شهاب 4 در سالهای بعد تولید گشت. موشک شهاب 4 با برد 1500 کیلومتر همچنین موجب نگرانی جامعه جهانی گشت. از پی آن علی شمخانی رئیس شورای امنیت ملی طی بیاناتی کاربرد موشک شهاب 4 را تنها جهت حمل ماهواره به فضا عنوان نمود.

اما بدون شک سال 2001 از جهت رویکرد جامعه جهانی به برنامه توسعه موشکی رژیم جمهوری اسلامی ایران دارای اهمیت بسیار میباشد. جمهوری اسلامی ایران در این سال طی قراردادی با اوکراین اقدام به خرید تعدادی موشک بالستیک H-55 ساخت شوروی سابق نمود. این موشکها دارای برد 2500 کیلومتر و با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ایی بود. علی رغم انکار سران جمهوری اسلامی، در سال 2005 اوکراین فروش 12 فروند از این نوع موشک را به ایران رسما تایید کرد. اما سران جمهوری اسلامی در این مورد نیز سکوت اختیار نمودند. مهمترین موشکهای بالستیک برد متوسط که در سامانه موشکی جمهوری اسلامی ایران دارای اهمیت تاکتیکی میباشند با احتساب سری موشکهای شهاب همچنین عبارتند از موشک سجیل با سوخت مایع، قابلیت حمل کلاهکهای یکصد الی پانصد کیلوگرمی با برد 2000 کیلومتر-این موشک دارای اهمیت خاص در انوانتر موشکی ایران میباشد- ، موشک بالستیک مشکات که در سال 2012 معرفی گشت و دارای برد 2000 کیلومتر بوده علاوه از امکان پرتاب از سکوهای زمینی دارای قابلیت پرتاب از سکوهای دریایی نیز میباشد، سفیرسومار با برد 2500 کیلومتر نیز از جمله موشکهای بالستیک تولید ایران میباشد. لازم به ذکر است که به دلیل عدم وجود اطلاعات فنی و تکنیکی در مورد موشکهای ساخت ایران و عدم انتشار این نوع اطلاعات از طرف جمهوری اسلامی ایران قضاوت و تخمین دقیق توان سامانه موشکی رژیم ایران بسیار سخت مینماید. جمهوری اسلامی ایران با مخفی نگاه داشتن این نوع از اطلاعات و تنها انتشار نام و عکسها و ویدئوهایی محدود بوسیله رسانه‌های خویش شاید هم درصدد بزرگنمایی قدرت موشکی خویش میباشد. چنانچه برخی از سران نظام مخصوص فرماندهان ارشد سپاه در بعضی مقاطع حساس سیاسی ادعاهایی مبنی بر برتری بلامنازع قدرت موشکی نیروهای مسلح ایران مخصوصا سپاه را مطرح مینمایند.

موشکهای بالستیک در خدمت سیاست خارجه

برنامه تولید و توسعه موشکی جمهوری اسلامی ایران حداقل پس از اتمام جنگ ایران و عراق به یکی از ابزارهای مهم در خدمت سیاست خارجی ایران تبدیل گشته است. مخصوصا پس از خرید و تولید موشکهای بالستیک نوع برد متوسط که دارای کارکرد تاکتیکی و استرتژیکی بالاخص در منطقه درهم تنیده خاورمیانه توسط ایران و همچنین فروش برخی از مدلهای آن به برخی از دولتها و گروههای رادیکال و تروریستی منطقه و آفریقا، حساسیت موضوع بیش از بیش خودنمایی نمود. به عنوان مثال در کنار فروش حجم بالایی از موشکهای فاتح ایران به سوریه، این موشک با نام M600 نشرین با کمک مستقیم متخصصان ایرانی در خاک سوریه تولید گشته و در جنگ سوریه مورد استفاده وسیع بر علیه مخالفان قرار گرفت است. همچنین تکنولوژی موشکهای شهاب نیز در اختیار سوریه قرار گرفته است. در عین حال این نوع از موشکها به کشور آفریقایی کنگو نیز به تعداد زیادی فروخته شده. اما بیشک حساسیت برانگیزترین فعالیت جمهوری اسلامی ایران در این عرصه حمایت همه‌جانبه از گروههای شیعی یمن حوثی‌ها و حزب‌الله لبنان میباشد. جمهوری اسلامی ایران به صورت آشکار با در اختیار قراردادن انواع موشکهای برد کوتاه و متوسط در اختیار حوثی‌ها و تشویق این گروه تروریستی به هدف قرارداد عربستان سعودی سعی در تهدید غیر مستقیم این کشور دارد. سیاست حمایتی جمهوری اسلامی ایران در قبال حزب‌الله لبنان اما بسیار آشکارتر میباشد. آماری رسمی از انوانتر موشکی حزب‌الله لبنان در دست نیست اما بدون تردید میتوان اذعان داشت بسیاری از موشکهای برد کوتاه و تعدادی از انواع موشکهای برد متوسط توسط جمهوری اسلامی ایران در اختیار نیروهای حزب‌الله لبنان قرار داده شده و تهدیدی آشکار و حربه‌ایی خصمانه بر علیه اسرائیل میباشد.

با توجه به مواردی که در سطور قبلی در مورد انواع موشکهای بالستیک اشاره گشت و همچنین با در نظر گرفت خط‌مشی مکتبی در پیش گرفته شده از طرف جمهوری اسلامی جهت صدور انقلاب اسلامی به خارج از مرزهای خویش، میتوان ارتباط تنگاتنگ موجود بین سیاست خارجی(توسعه طلبی) جمهوری اسلامی و طرح توسعه موشکی آن را دریافت.

اما موضوع بسیار مهمی که در خروج دونالد ترامپ از توافق برجام به عنوان فاکتورهایی تعیین کننده مطرح گشت و سیاست خارجی اساسا متلاطم ایران را به مسئله‌ایی بغرنج تبدیل نمود، طرح دومورد بارز از سوی رئیس جمهور آمریکا مبنی بر عدم پیش‌بینی اقدامات پیشگیرانه جهت عدم دستیابی رژیم ایران به موشکهای بالستیک دوربرد در آینده و عدم محدودیت اقدامات توسعه طلبانه ایران به طرق مختلف از جمله حمایت مالی، تسلیحاتی و لجستیکی به گروههای تروریستی و دولتهای حامی تروریسم بین‌المللی در توافق موسوم به برجام از طرف دولت اوباما میباشد. این درحالیست که سران ایران به دفعات از دو مورد یاد شده به عنوان خطوط قرمز جمهوری اسلامی یاد کرده‌ و به هیچ وجه در این خصوص حاضر به مذاکره نخواهند بود. با در نظر گرفتن رابطه روانی-تاکتیکی سیستم توسعه موشکی جمهوری اسلامی ایران با سیاست خارجه آن حداقل در منطقه خاورمیانه درجه اهمیت آن برای سران جمهوری اسلامی آشکار است. از این منظر هرگونه اقدامی که بیانگر احتمال تولید موشکهای بالستیک نوع سوم یعنی دوربرد قاره‌پیما از طرف جمهوری اسلامی باشد دارای اهمیت حیاتی از رویکرد امنیتی نه تنها در منطقه بلکه در جهان بوده و احتمال تحریمهای  بین‌المللی بعید به نظر نمی‌رسد.

ماناس چاملی- کارشناس مرکز مطالعاتی تبریز

این متن را به اشتراک بگذارید

همچنین بررسی کنید

پراکندگی جغرافیایی ترکان در ایران- بابک شاهد

مقدمه خوانش عرصه‌ی منازعات سیاسی حاکم بر فضای سیاسی ایران بیانگر این است که ایران …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *